این وبلاگ پشتیبان دروس نظری دانشکده معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد شاهرود می باشد.
۱۳۸۹ دی ۶, دوشنبه
مركز گرد همايي كلمبوس

.ساختمان مورد بررسی : خانه ي شيندلر
رودلف ميشائيل شيندلر متولد دهم سپتامبر 1887 (وين) يكي از معماران سبك معماري مدرن و از شاگردان فرانك لويد رايت مي باشد. شهرت اين معمار به خاطر طراحي بسار زياد خانه هايش
معمار خانه ساز مي باشد. از جمله این خانه ها می توان از خانه لاول بیچ خانه ویلسن خانه تیشلر اپارتمان های لورل وود و... نام برد. در کار شیندلر فضا همیشه اهمیت داشت و او در جست وجوی زبان معماری بکر و خردگرایی بود. او در سن 66 سالگي يعني در سال 1953 درگذشت.
تحلیل فضای ساختمان مورد نظر
1- انواع فضا ما سه گونه دسته بندي فضا داريم ، با اين حال این ساختمان جزء فضاهای معماری مي باشد که مستقیماً احساس می شود و از طریق عناصر تعریف کننده اش امکان شناخت می یابد ، دراين خانه ما پلاني باز با فضاهاي باز و عريض را داريم و پنجره هاي بزرگ. بازي با صفحات ، بازي با احجام ، بازي با سطوح و خطوط از ويژگي هاي فضاي اين خانه است.همانطور که در شکل نیز مشاهده می کنیم ، این فضا غیر همگن می باشد ، مرکز دارد و از طریق احساس درک می شود.
2- عناصر تشکیل دهنده فضا : همانطور که می دانیم ، قسمتی ازفضای محیط با استفاده از عناصر محدود کننده ، محدود می شود و به واسطه آن فضای داخلی ایجاد می شود . در واقع فضا به واسطه ی عناصر تشکیل دهنده ی آن قابل شناسایی است ، که فضاي خانه شيندلر نیز تشكيل شده از سطوح افقي
( بيشتر در غالب کف و سقف) وعناصر عمودی كه كمتر از آنها استفاده شده است. براي شیندلر فضا همیشه اهمیت داشت و او در جست وجوی زبان معماری بکر و خردگرایی بود.
معمار این بنا نیز نظمی زیبا بین عناصر تشکیل دهنده فضا به وجود آورده است به این ترتیب که، روی عناصر عمودی یعنی دیوارها ، پنجره هاي سرتاسري و عريض كار كرده.همچنين با ايجاد خطوط عمودي روی عناصر عمودی آرامش را در فضای داخلی ایجاد کرده است(نورگيري از ديوار هاي بتني)
3- درونگرایی یا برونگرایی فضا : در این بنا (برونگرایی) را داریم، بدنه این بنا اراي پنجره هاي بزرگ و عريض بوده كه داراي شفافيت مي باشد و اين امر باعث شده كه برون گرايي را در اين خانه داشته باشيم(كشاندن طبيعت به داخل)
4- ارتباط فضا با محیط : فضای ایجاد شده در این بنا كه داراي پلان باز و فضاهاي باز و عريض بوده
و با ايجاد فضاهاي پر و خالي با محيط اطراف ارتباط بر قرار كرده است.
5- نحوه ی ارتباط با خیابان یا میدان : همانطور که در قبل بیان كردم این بنا در ايالت كاليفرنيا و در میان بلوك شهري احاطه شده از درختان قرار گرفته است ، با این وجود نحوه ی ارتباط با محيط اطراف را به نحو زيبايي انجام داده است با توجه به نكات ساخت بنا در يك بدنه ي شهري معمار برای اینکه حس آرامش و سكون را در دل يك شهر به وجود آورد با قرار دادن بنا در دل باغ و درختان و گياهان، و همين طور مخصوصا استفاده از پنجره هاي بزرگ چوبي هماهنگی زیبایی را ایجاد کرده است.
6- انعطاف پذیری فضا: انعطاف پذیری در 3 مفهوم خلاصه می شود:
1.عملکرد 2. تغییر چیدمان 3.قابل توسعه بودن فضااین بنا از لحاظ عملکردی ، عملکرد یک خانه مسكوني را دارا می باشد ، این فضا چون از فضاهاي L شكل تشكيل شده و مي دانيم از مزاياي الگوي ال شكل: چرخش ديد، امكان توسعه يافتن فضا ،در گيري يك جز با ساير اجزاي فرم، و ايجاد فضاي پر و خالي مي باشد. از لحاظ قابل توسعه بودن فضا گفتيم چون از الگوي ال شكل استفاده شده فضا داراي قابليت توسعه مي باشد.
7- ترسیم دیاگرام فضایی:
شبكه مودولارالگوي ال شكل در سازمان دهي طرحدر بر گيري فضاهاي خالي توسط فضاهاي پرفضای بیرونیتنوع حجميدر گيري سطوح و تداخل احجامتحلیل فرم ساختمان مورد نظر- بررسی فرم : فرم این بنا فرمي با قاعده است ، در واقع فرم از مستطيل هايي تشكيل شده كه با قرار گيري در كنار هم فرمي ال شكل را به وجود آورده اند.
- تاثیر فرم بر عملکرد : فرم خارجی این بنا حالتي تخت است نمايي از پنجره هاي چوبي بزرگ ، شيشه و بتن كه در حالت كلي داراي نماهاي متقارن ولي در جز نامتقارن است با ايجاد فضاهاي خالي كه با فضاهاي پر احاطه شده است دعوت كنندگي و كشش را به وجود آورده، همچنين فرم ال شكل كه امكان چرخش ديد را به وجود آورده و با ايجاد فضاهاي تو خالي و فرو رفته بهترين حالت نور گيري را به وجود مي آورد.
دهکده درمانی آنادولو
در فاصله ای نه چندان دور از فرودگاه جدید شهر استانبول، درست در امتداد بزرگراهی که آناتولیا را به اروپا متصل می کند، تصویر زیبا و مستحکم پروژه مجتمع درمانی آنادولو به چشم می خورد.
این مرکز در واقع نزدیکترین مجتمع بهداشتی ودرمانی در جوار دریای مارماراست که به لحاظ موقعیت جغرافیایی و قرارگیری در مهمترین منطقة صنعتی ترکیه، همواره لیست عظیمی از بیماران و کاربران را در فهرست مراجعین خود دارد. پرواضح است که شهرت این مرکز درمانی نه تنها به علت امکانات درمانی آن، بلکه به سبب نوع معماری و تکنولوژی ساخت بنا که کاملاً سازگار با منطقه بوده، در تجمیع کاربران آن از اقصی نقاط اروپای شرقی و اروپای میانه تاثیر بسزایی دارد.
مرکز مذکور در بالاترین نقطه تپه گبز، واقع در منطقه بالتیمر، در فضایی وسیع، محصور با درختان جنگلی و زیتون و با امکان دسترسی به منظر زیبایی از دریا، واقع شده است. در اصل سرمایه گذاری فاز اولیه این مرکز بر اساس یک بیمارستان 209 تخت خوابی با فضای اداری، فروشگاه لوازم پزشکی و تاسیسات مرکزی، در مساحتی قریب به 2 میلیون فوت طرح ریزی شده است.
سه زون اصلی مجموعه، شامل زونهای درمانی، مسکونی و آموزشی توسط فضای سبز مرکزی، تلفیق شده با مناظر زیبای آبی، متمایز و در عین حال با یکدیگر مرتبط می شوند. در نهایت برنامه توسعه طرح، شامل مرکز توان بخشی، خانه پرستاران و آسایشگاه می باشد که البته به جمع آنها باید مدرسه 240 نفری پرستاران، مدرسه 360 نفری آموزش پزشکی، خوابگاه و یک هتل 150اتاقی جهت ارائه خدمات به خانواده های بیماران و پاسخ گویی به نیازهای پرستاران منطقه را نیز افزود.
سیستم پیچیده ساخت و ساز مجتمع از حساسیت بیش از حد سایت به زمین لرزه ناشی می شود. به علت فعالیت بیش از حد منطقه و قرارگیری آن در مرکز زلزلة سال 1999 بایستی بیمارستان به گونه ای در برابر زلزله، مقاوم سازی می شد که ساختار آن پس از هر گونه سانحه طبیعی قابلیت کاربری خود را حفظ می کرد؛ به همین دلیل فونداسیون آن 23 فوت پایین تر از سطح تراز با طاق های دندانه ای که شدت لرزه ها را در تمامی بخشهای جراحی به حداقل می رساند طراحی شده است.
تشکیلات و سازماندهی وسیعی از امکانات بنا فرصت کاربری سهل و آسان را برای ساکنان آن فراهم می کند. چشم انداز زیبای مناظر کوههای اطراف همواره از مسیر راهروهای روشن و نورگیر آن در دسترس کاربران می باشد. ستونهای مسلح با دهانه های 32 فوتی و سیستم سازه ای توپر امکان انعطاف پذیری و قابلیت عملکردی فضاها را ایجاد می کند. طاق های دندانه ای بتنی مابین دهانه ها بار ستونها را کم کرده و در به حداقل رساندن شدت لرزه ها در بخشهای جراحی ساختمان نقش بسزایی ایفا می کند. کف راهروی ورودی که با سنگهای براق و مستحکم محلی فرش شده تصویر زیبا از یک ورودی روشن و آینه ای به دست می دهد. همچنین اتاق های بستری بیماران با ترکیبی به جا از مبلمانهای مسکونی و رنگهای آرام و سیستم های مدرن مراقبتهای پزشکی، بیشتر به یک اتاق خوشایند از هتل شباهت دارند تا اتاقی از بیمارستان.
۱۳۸۹ دی ۵, یکشنبه
تخریب مسجدالحرام!!!!!
هنوز اطلاعات بیشتری از زمان آغاز پروژه و مدت زمان و نحوه انجام آن منتشر نشده است . در صورت ارائه جزییات بیشتر در ادامه همین پست قرار خواهد گرفت .
۱۳۸۹ دی ۱, چهارشنبه
برنامه امتحانات ميان ترم
1-سه شنبه ( 7 ديماه 1389 ) ساعت 8 صبح : امتحان مباني نظري گروه 1 (از مباحث نظريه سيستم ها ، فرم و فضا )
2-سه شنبه ( 7 ديماه 1389 ) ساعت 10 صبح : امتحان مباني نظري گروه 2 (از مباحث نظريه سيستم ها ، فرم و فضا )
3-سه شنبه ( 7 ديماه 1389 ) ساعت 12 ظهر : امتحان معماري جهان گروه 1 (از تمدن هاي پيش از تاريخ تا آخر تمدن ژاپن از كتاب معماري جهان ابراهيم زارعي)
4-سه شنبه ( 7 ديماه 1389 ) ساعت 2 بعد از ظهر : امتحان معماري جهان گروه 2 (از تمدن هاي پيش از تاريخ تا آخر تمدن ژاپن از كتاب معماري جهان ابراهيم زارعي)
5-سه شنبه ( 7 ديماه 1389 ) ساعت 5/3 بعد از ظهر : كركسيون درس انسان طبيعت معماري
*نمره اين امتحانات به عنوان بخشي(حدود 7 نمره) از امتحان پايان ترم است.
*چون امتحان پايان ترم به صورت حذفي انجام مي شود عدم حضور در امتحان به منزله كسر 7 نمره است.
*امتحان به صورت تستي-تشريحي انجام مي گيرد.
*دانشجويان مي توانند در هرگروهي كه از لحاظ زماني مناسب تر است شركت نمايند و از اين نظر محدوديتي وجود ندارد.
*در صورت وجود وقت مازاد كركسيون و ارائه كنفرانس هاي باقيمانده دروس مختلف بعد از امتحان انجام مي گيرد.
سازنده عمارت فعلی باغ با ۱۷۰۰۰ متر مربع زیربنا، میرزا علی محمدخان قوام الملک دوم می باشد که در سال ۲۸۴ ه.ق. آن را احداث نموده و قنات “لیمک” را که در ۱۵ کیلومتری باغ و در محل قصر قمشه بود برای مشروب نمودن باغ خریداری کرد. این باغ سرانجام به یکی از وارثین قوام به نام عفیفه رسید و بدین نام نیز شهرت یافت.
درب ورودی باغ در شمال آن قرار دارد سه در باغ دارای چهار ستون گچی ساده است که دو به دو در دو سوی آن و بر فراز ازاره آن قرار گرفته است. در پیشانی درب ورودی نقش دو شیر که گویی را در میان پنجه های خود گرفته اند دیده می شود. پس از گذر از در، دهلیزی وجود دارد که سقف آن را از چوب ساخته اند و با شکل های منظم هندسی مرتب کرده اند. در دیگر سوی در و بر پیشانی دهلیز مجلس تاج گذاری پادشاه ساسانی وجود دارد که بر قاب نیم دایره ای به وسیله کاشی های رنگارنگ قرار دارد. پس از گذر از دالان کوتاهی به محوطه وسیعی می رسیم که عمارت اصلی در آن قسمت است. ساختمان در وسط باغ قرار گرفته است و از بنای دو طبقه تشکیل شده است.
طبقه اول زیرزمین وسیعی است که آب نمای زیبایی در آن ساخته شده و سمت شرقی آن با پنجره های مشبک و رنگینی پوشیده شده است. در فواصل میان پنجره ها سنگ های گندمک نصب شده که روی آنها نقوشی از گل و بوته حجاری شده است.
طبقه دوم که در واقع طبقه همکف ساختمان است، تالار مجللی است که اطراف آن را ایوان فرا گرفته است. در پیشانی عمارت صحنه ای از تاجگذاری یکی از پادشاهان ساسانی با کاشی تصویر شده است که موبدی تاج سلطنتی را به وی هدیه می دهد.
درجلو ایوان بزرگ عمارت نیز چهار ستون بلند ساخته شده است. سقف ایوان با قطعات چوبی پوشیده شده است و روی آنها با رنگ و روغن نقاشی شده. سر ستون های ایوان گچ بری شده اند و در بالای آنها گل ها به تقلید از نقوش تخت جمشید گچ بری شده است.
دیوار اتاق های تالار اصلی نیز همگی گچ بری و مقرنس کاری شده و با نقش های گل و بته و صحنه شکار و مجالس بزم و رزم مزین شده اند. در دو طبقه ساختمان حدود ۳۰ اتاق تالار وجود دارد، تمامی اتاق ها دارای سقف و درب های چوبی تزیین شده هستند. در شمال و جنوب تالار دو بخاری از سنگ مرمر تراشیده و نصب شده است. ورودی اصلی بنا در جانب شمال است که با کمک پلکان سنگی به فضای سرپوشیده ای منتهی می گردد. نمای شرقی عمارت شامل ایوان بزرگ و زیباست که در تمام طول بنا امتداد دارد. این نما از بیرون به وسیله ستون های آجری و گچی از هم مجزا شده اند. نمای غربی عمارت نسبت به قرینه آن در شرق بسیار ساده است. ایوان جنوبی نیز از نظر تزیینات بنا و دکوراسیون، تقریبا” شبیه ایوان شمالی است بجز این که در رشته پلکان شرقی – غربی حیاط را به طبقه دوم منتقل می کند.
در جلو عمارت حوض وسیعی دیده می شود که خیابان اصلی از جلو حوض شروع می شود. تمام خیابان های باغ پر از درختان سرو و کاج و چنار است و باغچه ها دارای آب نماهابی زیبایی می باشند.
این باغ که معماری آن آمیزه ای از ویژگی های معماری دوران هخامنشی، ساسانی و قاجاریه است.
سبک (دوره): اصفهانی
محل دقیق : کاشان
مسجد جامع یزد

نام معمار: سید رکن الدین محمد قاضی
سبک:شیوه آذری
معمار گنبد: استاد سعد کدوک یزدی
مسجد جامع کبیر یزد، یکی از شاهکارهای معماری و تاریخی جهان است و به جرات میتوان گفت دارای یکی از بلندترین منارههای جهان است.
معماری این مسجد بسیار بزرگ به قدری منحصر به فرد و بیبدیل است که هر سال گردشگران بسیار زیادی از نقاط مختلف دنیا به قصد بازدید از شاهکار هنر معماری به این شهر سفر میکنند. در بسیاری از کشورها، مسجد جامع یزد به عنوان نمادی از این استان و حتی نمادی از کشور ایران مطرح است و این بنا در شمار نخستین بناهای عظیم و پرقدمت کشور به شمار میرود. بنای این مسجد باعظمت قرنهاست که از فراسوی تاریخ تمدن این سرزمین میدرخشد؛ به نحوی که در کتب تاریخی یزد آمده است: «مسجد را بر جای آتشگاه ساسانی ساختهاند و سنگ بنای آن توسط علاءالدوله گرشاسب نهاده شده است.»
اصیلترین بخشهای هنر این معماری بینظیر ایرانی در گچکاری، شبستان، صحن، گنبد، کاشیکاری و منارههای برافراشته این مسجد جلوهگر است.زیباترین بخش این بنا، مجموعه ایوان و گنبدخانه و فضای پیرامون آن است. نمای ایوان بلند با مجموعهای از زیباترین تزئینات کاشی معرق و نقوش اسلیمی و گیاهی همچنین گره چینی، پوشانده شده است.
این تزئینات با آجرهای ضربی و نقوش معلقی و کتیبههای کاشی معرق و کوفی بنایی، مجموعهای بدیع و خیرهکننده آفریده که تحسین هر بینندهای را برمیانگیزد.
محراب اصلی یا محراب واقع در گنبدخانه، مزین به انواع کاشی معرق و کتیبه و آجر ضربی است و بر ۲ کاشی ستارهایشکل منصوب در آن، نام استادکار و تاریخ ساخت محراب نقش بسته است. گنبد زیبای مسجد از نوع دو پوسته پیوسته بوده و بر آن، نقش گل صابونکی معقلی با ظرافت اجرا شده است و بر ساقه آن عبارت «الملک الله» به خط کوفی تکرار شده است.۲ مناره مسجد که ارتفاع تقریبی آن به بیش از ۵۲ متر میرسد، دارای قطری حدود ۸ متر است که در دوره صفوی به بنا افزوده شده؛ اما در سال ۱۳۱۳ هجری شمسی فروریخت و دوباره تجدید بنا شد. بلندی این منارهها و کاشیکاریهایی که حتی تا بالای منارهها انجام شده، تعجب همگان را برمیانگیزد؛ زیرا این منارهها هرچه به سمت بالا رفته، باریکتر شده و تنها یکی از آنها نیز دارای پلکان است.یکی از معماران قدیمی و هنرمند استان یزد در تشریح بنای مسجد میگوید: در ساخت این بنای عظیم از آهن استفاده نشده و تمام بناها با تاق ضربی، کاهگل و گچ استوار است.
در بسیاری از کشورها مسجد جامع یزد به عنوان نمادی از این استان و حتی نمادی از کشور ایران مطرح است و این بنا در شمار نخستین بناهای عظیم و پرقدمت کشور به شمار می رود.
بنای این مسجد با عظمت قرنهاست که از فراسوی تاریخ تمدن این سرزمین می درخشد به نحوی که در کتب تاریخی یزد آمده است: “مسجد را بر جای آتشگاه ساسانی ساخته اند و سنگ بنای آن توسط علاء الدوله گرشاسب نهاده شده است”.
مسجد جامع قدیم در قرن ششم هجری قمری و به دستور گرشاسب از نوادگان “علاء الدوله کالنجار” ساخته شد و بنای اصلی مسجد کنونی از آثار “سید رکن الدین محمد قاضی” است.
اصیلترین بخشهای هنر معماری بی نظیر ایرانی در گچ کاری، شبستان، صحن، گنبد، کاشی کاری و مناره های برافراشته آن جلوه گر است.
زیباترین بخش این بنا را می توان مجموعه ایوان و گنبدخانه و فضای پیرامون آن نام برد. نمای ایوان بلند با مجموعه ای از زیباترین تزئینات کاشی معرق و نقوش اسلیمی و گیاهی همچنین گره چینی پوشانده شده است.
این تزئینات با آجرهای ضربی و نقوش معلقی و کتیبه های کاشی معرق و کوفی بنایی، مجموعه ای بدیع و خیره کننده آفریده که تحسین هر بیننده ای را برمی انگیزد.
محراب اصلی یا محراب واقع در گنبدخانه، مزین به انواع کاشی معرق و کتیبه و آجر ضربی است و بر دو کاشی ستاره ای شکل منصوب در آن، نام استادکار و تاریخ ساخت محراب نقش بسته است.
گنبد زیبای مسجد از نوع دو پوسته پیوسته بوده و بر آن، نقش گل صابونکی معقلی با ظرافت اجرا شده است و بر ساقه آن عبارت “الملک الله” به خط کوفی تکرار شده است.
دو مناره مسجد که ارتقاع تقریبی آن از کف تا نوک به بیش از ۵۲ متر می رسد، دارای قطری در حدود هشت متر است که در دوره صفوی به بنا افزوده شده اما در سال ۱۳۱۳ هجری شمسی فرو ریخت و دوباره تجدید بنا شد.
بلندای این مناره ها و اینکه کاشی کاری منحصر به فردی حتی در اوج مناره ها انجام شده، تعجب همگان را بر می انگیزد زیرا این مناره ها هرچه به سمت بالا رفته باریکتر شده و تنها یکی از آنها نیز دارای پلکان است از اینرو ظرافت کاشی کاری در این ارتفاع به واقع قابل تحسین است.
یکی از معماران قدیمی و هنرمند استان یزد در تشریح بنای مسجد گفت: در ساخت این بنای عظیم از آهن استفاده نشده و تمام بناها با تاق ضربی، کاهگل و گچ استوار است.
در خصوص کاشی کاری این بنای عظیم می توان گفت: در محراب این مسجد، قسمتی به شکل کاشیکاری کوچک است که به شکل کره زمین است و در آن از همه رنگهای استفاده شده در کاشی های کل مسجد استفاده شده است.



۱۳۸۹ آذر ۲۱, یکشنبه
تعطيلي كلاس هاي سه شنبه
كلاس هاي جبراني يكشنبه 28 آذر و دوشنبه 29 آذر مطابق برنامه هاي سه شنبه و چهارشنبه تشكيل مي گردد.
در كلاس هاي جبراني امتحان برگزار نمي گردد ولي برنامه كنفرانس ها و كركسيون هاي باقيمانده انجام مي شود.
۱۳۸۹ آذر ۱۷, چهارشنبه
صحبت های دنیل لیبسکیند در پادکست "Voices on Antisemitism" در مورد معماری و موزه یهود برلین

دنیل لیبسکیند:
من غالب اوقات فکر می کنم که معماری یک حرفه ممتازه,چون دید خوشبینانه ای رو نسبت به دنیا داره,به عنوان یک نویسنده,یک فیلمساز,یک شاعر و یا یک موزیسین, شما می توانید دید بدبینانه ای رو نسبت به دنیا داشته باشید,اما به عنوان یک معمار شما باید یک دید خوشبینانه داشته باشید,شما همیشه در حال ساختن چیزی برای دنیایی بهتر هستید.(برای بهبود دنیا) در واقع هرگاه شما در حال ساختن چیزی هستید, مفهومی در بطن ساختن وجود داره و اون باور و اعتقاد به اینه که دنیا می تونه دنیای بهتری باشه.
در واقع چیزی که من را مجاب کرد و به من انگیزه این کار رو داد (پروژه موزه یهود),اهمیت تاریخ یهود و اتفاقات هراسناک هولوکاست بود.
و این پروژه ای نبود که من بجبور باشم برای تحقیق به کتابخانه ها و آرشیو ها برم,چون من هم از همون گذشته می یام,پدر و مادر من از بازماندگان وقایع هولوکاست هستند و من خودم به شخصه در فضای ضد یهود و کمونسیستی لهستان بزرگ شدم.
بنابر این ایجاد پروژه ای که با این گذشته حرف می زد و با این حقیقت که هولوکاست ریشه در برلین دارد.شش میلیون یهودی به خاطر کارهای هراسناکی که در آن منطقه اتفاق افتاد جون خودشون رو از دست دادند.یهودی ها تنها قربانیان این اتفاقات نبودند,بلکه تمام شهروندان موفق آلمان ,و حتی اروپا هم قربانی این حوادث شدند.آنها به هرشکلی که می توانستند برای موفقیت منطقشون کمک کردند,چه اقتصادی,چه فرهنگی و چه هنری.و اینکه راهی بزای به جلو رفتن پیدا کنند در راستای اتفاقاتی که افتاده اند و دیگر تغییر پذیر و برگشت پذیر نیستند. نابودی های اتفاق افتاده را نمی توان کاری کرد, اما یک شهر چه کاری می تواند در این راستا انجام دهد؟ یک کشور یا یک قاره(اروپا) چه کاری می تواند بکند که نه فقط آن اتفاقات را به خاطر بسپارد بلکه از آن اتفاقاتی که افتاده بتواند به شکل موثری استفاده کند؟

از نظر من,معماری یک رسانه گویاست.برای من, رسانه ایست که داستانی را بیان می کند. و من سعی کردم که بنایی را خلق کنم که آن داستان پیچیده را در شکل های مختلف بازگو کند. صحبت درباره بن بستی که آلمان و اروپا در آن بازه زمانی در آن گیر کرده بودند, هنگامی که انسان ها حذف می شدند به دلیل اینکه یهودی بودند. من درباره تبعید صحبت کردم,تبعیدی که بسیاری از شهروندان برلین آن را تجربه کردند وبه خارج از آلمان تبعید شدند, و خود برلین,که به خارج از خود تبعید شده بود. و اینکه از خود ساختمان نیز به عنوان یک ابزار آموزشی برای یاری رساندن به نمایشگاه استفاده شود. همین که شما وارد فضاها می شوید تحت تاثیر نور,تناسبات,انعکاس های صدا و وید قرار می گیرید که ویژگی های اصلی بنا هستند.
من فکر می کنم این تنها بناییست که مرکز آن یک آتریوم نیست که عموم رو گرد هم بیاره, بلکه فضای نیستی و عدم است. و من می خواستم که واقعا آنجا را با انعکاسی که از صدای پاهایی که از روی صورتکها رد می شوند به وجود می آیند معرفی کنم, و این حقیقت که بسیاری از داستان را نمی توان در قالب هیچ اثر نماشگاهیی بازگو کرد. این داستان درباره عدم و نیستیست,درباره نابودیست.
به عنوان بک معمار و یک طراح شهری, من فکر می کنم مردم باید اینکه این منطقه چه معنایی برای ما دارد را درک کنند. این یک کار معمولی نیست. ففط ساختن یک ساختمان عظیم نیست. این درباره پاک نشدن یک تراژدی است.ثبت آن به گونه ای معنی دار که داستانی را نقل می کند و فراموش نشدنی خواهد شد.
من فکر می کنم معماری یک دیالوگ است و نه یک مونولوگ. معماری یک محصول مصنوعی از سنگ و بتن و شیشه نیست,بلکه یک اندیشه است,یک دستگاه است که مثل تمام بناهای کلاسیک(قدیمی) داستان و تاریخی را بیان می کند,و باید دارای لایه های بسیار باشد.درواقع مثل یک کتاب است. معماری با زیرساخت بنا,با مصالح,با تهویه,با برق,.... سر و کار دارد, اما در نهایت این چیزی نیست که معماری هست. معماری یک رسانه فرهنگیست و باید بتواند ارتباط برقرار کند.و شما باید مطمئن شوید که چیزی که ساخته می شود با امید ها و آرمان های مردم سازگاری دارد و پاسخ گوی آن هاست,معماری یک مساله سطحی نیست, یک چیز ایستا و استاده نیست که فقط فضا را اشغال بکند,بلکه قابلیت این را دارد که پاسخگویی امیال و خواسته ها را داراست و باید تجربه ای مثبت برای مخاطب باشد. و -در اینجا- تاریخ نیز فقط یک داستان با پایان خوب یا بد نیست,داستانی است از تمام اعمال ما در تمام زمان ها, اقدامات اخلاقی ما, اقدامات خردمندانه ی ما,رفتار فیزیکی ما و روابط ما با دیگر انسان ها.
۱۳۸۹ آذر ۱۶, سهشنبه
ستون در معماری مصر و یونان و هخامنشی
در این مقاله سعی شده است تا با نگاهی به یکی از مهمترین عناصر معماری در بناهای اصلی ساخته شده در طول فرمانروایی سلسله هخامنشی یعنی ستون و زیرستون، و نمونههای مشابه در معماری دوره کلاسیک یونان و مصر باستان عظمت یادگارهای ایران باستان نماینده شود. بنا براین، جریان بررسی آثار از یونان و مصر آغاز شده و با بررسی ستونها و سرستونهای تخت جمشید و مجموعههای مشابه آن و مقایسه مختصر تمام مجموعه پایان مییابد.
یونان
در دوران معاصر عصر هخامنشی در منطقهای دورتر، اما مربوط به هخامنشیان، یونانیان نیز تمدن و معماری خاص خود را برپا کرده بودند. یونانیها در این دوران که عصر کلاسیک هنر و معماری آنها به شمار میرود، معابدی بنا کردند چنان با شکوه و زیبا که هنوز هم مایه الهام معماران معاصر هستند.
”در معماری یونانی ستون عنصر اصلی شمرده میشد، یعنی ستون اصالت و اهمیت کل ساختمان را دارا بوده است.“ مهمترین آثار معماری یونانی بنای معابد بوده است، زیرا معابد یکی از مراکز مهم در شهرها محسوب میشدند. ”معمولاً معابد بر تپه و یا شالودهای بلند بنا میگردید تا از سایر ساختمانهای شهر متمایز شود.“ این بلندیها را در زبان یونانی آکروپلیس مینامند. آکروپولیسها دژهایی بودند که یونانیها در بلندی میساختند و کاربردهای متعددی داشتهاند: پناهگاه مردم در زمان جنگ، مسکن حکمرانان، و معبد و نیز مرکز عبادی و مرکز تجمع عمومی. آکروپولیس در شهر آتن یکی از مهمترین آکروپولیسهاست. این مجموعه در حدود 450 پیش از میلاد پس از جنگ ایران احداث گردید. ساختمانها و مجسمههای این منطقه به عنوان بهترین نمونه هنر و معماری یونان باستان به شمار میرود. از جمله ساختمانهای مهم این بلندی عبارتند از:
- معبد پارتنون (Parthenon): معبدی شکوهمند برای الهه آتن.
- ایوان: (دروازه ورودی مرمری) به عنوان ورودی اصلی آکروپولیس
- معبد ارکتیوم (Erechtheum): قهرمان، و بنا بر برخی روایات اسطورهای یکی از خدایان آتن، که جزئیات بسیار دقیقی دارد؛ و
- معبد نیکه (Nike): خدای بالدار پیروزی
ستونهای یونانی در سه قسمت یا شیوه عمده دستهبندی میشوند: شیوه دوری (Doric) متعلق به سرزمین اصلی یونان، شیوه ایونی (Ionic) متعلق به آسیای میانه و جزایر دریای اژه، و شیوه کورنتی (Corinthian) ، که در اینجا به اختصار به توضیح آنها میپردازیم:
شیوه دوری: سادهترین نوع ستونها با این شیوه ساخته شدهاند که شامل ستونهایی نیرومند، با سر ستونی ساده و تخت هستند. این شیوه در یونان و مناطق جنوب ایتالیا و سیسیل استفاده میشده است. این ستونها دارای شیارهای 16 تا 25 تایی هستند . (بر خلاف شیارهای 48 تایی ستونهای دروازه ملل تخت جمشید.) در این شیوه ستونها زیرستون ندارند. و مستقیما بر روی یک زمینه اصلی قرار داده میشوند. ستون دوری از کمر به بالا انحنایی خفیف دارد و در بالا به سرتونی مدور به نام بالشتکی ختم میشود. ”در نظر یونانیان سبک دوریک ظاهری مستحکم و مردانه دارد.“ نمونه این نوع ستونها در پارتنون دیده میشود.
شیوه ایونی: در این شیوه ستونها بلندتر، باریکتر و ظریفتر هستند. سر ستون آنها با طرحی طوماری تزئین میشد. ستونها در وسط کمی کوژ داده میشدند تا با وجود مخروطی بودنشان، از دور صاف به نظر آیند. تعداد شیارهای ستونها در این شیوه بیش از شیوه دوری است. بهترین نمونه این سبک معبد نیکه در آکروپولیس است.
مقـــدمه : در ناحیه جنوبی ایران و در شمال خلیج فارس، ایالتی واقع شده بود که در روزگار باستان ”پارس“ نامیده میشد، که از آغاز دوره اسلامی مرکز آن شهر شیراز بوده است. در این منطقه از ایران سلسلهای به نام هخامنشیان به قدرت رسیدند توانستند سالها بر بخش بسیار مهمی از جهان فرمانروایی کنند. ”هخامنشیان از مهارت هنرمندان و صنعتگران ممالک زیر فرمان خویش بهره میگرفتند. از این جهت در آثار معماری و صنعت این دوره تأثیر سایر ملل نیز دیده میشود. شاهان هخامنشی در مراکز حکومت خود... اقدام به ساختن کاخهای بزرگ و زیبایی کردند که پس از گذشت 25 قرن هنوز بقایای آنها محکم و استوار باقیماندهاند. ستونها و سرستونهای باقیمانده از پایتختهای هخامنشیان نمونه بارزی است که ما را با هنر معماری و حجاری این دوره آشنا میکند. سرستونها غالباً به شکل مجسمه شیر، اسب، گاو، عقاب و حیوانات تلفیقی مانند سر انسان و تن گاو وبال عقاب و گوش گاو هستند.“
در این مقاله سعی شده است تا با نگاهی به یکی از مهمترین عناصر معماری در بناهای اصلی ساخته شده در طول فرمانروایی سلسله هخامنشی یعنی ستون و زیرستون، و نمونههای مشابه در معماری دوره کلاسیک یونان و مصر باستان عظمت یادگارهای ایران باستان نماینده شود. بنا براین، جریان بررسی آثار از یونان و مصر آغاز شده و با بررسی ستونها و سرستونهای تخت جمشید و مجموعههای مشابه آن و مقایسه مختصر تمام مجموعه پایان مییابد.
یونان
در دوران معاصر عصر هخامنشی در منطقهای دورتر، اما مربوط به هخامنشیان، یونانیان نیز تمدن و معماری خاص خود را برپا کرده بودند. یونانیها در این دوران که عصر کلاسیک هنر و معماری آنها به شمار میرود، معابدی بنا کردند چنان با شکوه و زیبا که هنوز هم مایه الهام معماران معاصر هستند.
”در معماری یونانی ستون عنصر اصلی شمرده میشد، یعنی ستون اصالت و اهمیت کل ساختمان را دارا بوده است.“ مهمترین آثار معماری یونانی بنای معابد بوده است، زیرا معابد یکی از مراکز مهم در شهرها محسوب میشدند. ”معمولاً معابد بر تپه و یا شالودهای بلند بنا میگردید تا از سایر ساختمانهای شهر متمایز شود.“ این بلندیها را در زبان یونانی آکروپلیس مینامند. آکروپولیسها دژهایی بودند که یونانیها در بلندی میساختند و کاربردهای متعددی داشتهاند: پناهگاه مردم در زمان جنگ، مسکن حکمرانان، و معبد و نیز مرکز عبادی و مرکز تجمع عمومی. آکروپولیس در شهر آتن یکی از مهمترین آکروپولیسهاست. این مجموعه در حدود 450 پیش از میلاد پس از جنگ ایران احداث گردید. ساختمانها و مجسمههای این منطقه به عنوان بهترین نمونه هنر و معماری یونان باستان به شمار میرود. از جمله ساختمانهای مهم این بلندی عبارتند از:
- معبد پارتنون (Parthenon): معبدی شکوهمند برای الهه آتن.
- ایوان: (دروازه ورودی مرمری) به عنوان ورودی اصلی آکروپولیس
- معبد ارکتیوم (Erechtheum): قهرمان، و بنا بر برخی روایات اسطورهای یکی از خدایان آتن، که جزئیات بسیار دقیقی دارد؛ و
- معبد نیکه (Nike): خدای بالدار پیروزی
ستونهای یونانی در سه قسمت یا شیوه عمده دستهبندی میشوند: شیوه دوری (Doric) متعلق به سرزمین اصلی یونان، شیوه ایونی (Ionic) متعلق به آسیای میانه و جزایر دریای اژه، و شیوه کورنتی (Corinthian) ، که در اینجا به اختصار به توضیح آنها میپردازیم:
شیوه دوری: سادهترین نوع ستونها با این شیوه ساخته شدهاند که شامل ستونهایی نیرومند، با سر ستونی ساده و تخت هستند. این شیوه در یونان و مناطق جنوب ایتالیا و سیسیل استفاده میشده است. این ستونها دارای شیارهای 16 تا 25 تایی هستند . (بر خلاف شیارهای 48 تایی ستونهای دروازه ملل تخت جمشید.) در این شیوه ستونها زیرستون ندارند. و مستقیما بر روی یک زمینه اصلی قرار داده میشوند. ستون دوری از کمر به بالا انحنایی خفیف دارد و در بالا به سرتونی مدور به نام بالشتکی ختم میشود. ”در نظر یونانیان سبک دوریک ظاهری مستحکم و مردانه دارد.“ نمونه این نوع ستونها در پارتنون دیده میشود.
شیوه ایونی: در این شیوه ستونها بلندتر، باریکتر و ظریفتر هستند. سر ستون آنها با طرحی طوماری تزئین میشد. ستونها در وسط کمی کوژ داده میشدند تا با وجود مخروطی بودنشان، از دور صاف به نظر آیند. تعداد شیارهای ستونها در این شیوه بیش از شیوه دوری است. بهترین نمونه این سبک معبد نیکه در آکروپولیس است.
شیوه کورنتی: در این شیوه که به ندرت در یونان استفاده شده است (بیشتر در معابد رومی ساخته شده است) سرستونها با جزئیات و تزئینات بسیار زیاد با برگهای کانتالوس تزئین شدهاند.
همانطور که میبینیم هر یک از این شیوهها محصول خاصی دارند که اندکی با دیگری تفاوتدارد، اما آشکارترین تفاوت بین این سه شیوه در سرستونهای آنهاست: سرستون دوریک ساده و بیتزئین است، و سرستونهای دو شیوه دیگر به شدت تزئین یافته میباشند. گاهی هنرمندان معمار بویژه در شیوه دوری به جای ستونهایی که جنبه زیبایی داشتند، نه باربری، به جای ستونهای معمول که پیشتر توضیح داده شد از مجسمههای زن استفاده میکردند. این مجسمهها اصطلاحاً کاریاتید نامیده میشوند. معبد ارکتیوم، نزدیک دیوار شمالی آکروپلیس در یونان، نمونهای از این ستونها را دارد.
مصر
در شمال آفریقا، مصریان باستان، وارث تمدنی بودند که بسی پیشتر از تمدنهای یونان و هخامنشی پایه گذاری شده بود. همانطور که میدانیم، مصریان از جمله معمارانی بودند که در ساخت بناهای دوره هخامنشی شرکت داشتند، بنابراین، برای درک بهتر تأثیر آنها بر معماری این دوره، باید نگاهی به معماری این کشور بپردازیم.
مردم مصر بر این باور بودند که پس از مرگ زندگی همچنان ادامه دارد. پس، برای اطمینان از ادامه زندگی، میبایست جسد را در مکانی امن قرار دهند. بنابراین، آن را مومیایی کرده و در مقبرهای قرار میدادند. بدین ترتیب معابد باشکوه در دوران پادشاهی جدید در مصر جایگاهی همچون هرمهای دوران پیش از آنها مییابند. از جمله مهمترین معابد مصر میتوان به موار زیر اشاره کرد:
- معبد رامسس دوم (ابوسمبل): این بنای باشکوه محل این معبد در جریان احداث سد و دریاچه اسوان زیر آب رفت، اما دانشمندان توانستند تمام مجموعه را از جا کنده و در جایی دیگر نصب کنند. ستونهای این بنا به شکل مجسمههای انسانی و همچون خود آن غول پیکر هستند. این ستوننماها هیچ نقشی در باربری ندارند و گویی برای نمایش اقتدار و عظمت فرمانروایی فرعون ساخته شدهاند. در ساخت این قطعات عظیم زیبایی فدای نمایش جلال و قدرت پادشاهی شده است.
- معبد کارناک: بخش اصلی این بنا ساختمانی است که 134 ستون در 9 ردیف دارد. ارتفاع این ستونها 21 متر است. این بنا بزرگترین بنای مذهبی است که تاکنون ساخته شده است. این ستونها قطور و عظیم از قرار گرفتن استوانههای کوتاه روی هم ساخته شدهاند. بر روی بدنه استوانهها نقوش فراوانی حکاکی شده است. سر ستون آنها که 5/6 متر قطر دارند، نیز گل پاپیروس باز است. پایه ستونها نیز به شکل یک دایره تخت به قطر تقریبی دو برابر قطر نازکترین بخش ستون هستند.
ستونها در این معبد ”با آن که از ارکان ساختمانی [هستند]... برخلاف «ستونهای»... مقابر پادشاهی میانه در بنی حسن و ستونهای پیکرهای در ابوسمبل، نقششان به عنوان نگهدارندۂ فشار عمودی [نیست]... و بیننده گمان میکند که معماران این ساختمان بیش از آنکه خواسته باشند بر نقش کارکردی ستونها تأکید کنند میخواستهاند از آنها به عنوان زمینه یا سطحی برای تزئین استفاده کنند. این در مقابل روش یونانیان در سدههای بعد است که با خالی گذاشتن سطح تنه ستون از هر گونه تزئین بر خطوط عمودی تأکید میکنند و نقش آن را آشکار میسازند.“
- معبد لاکسور: دارای هفت جفت ستونهای با سرستون گل پاپیروس باز به ارتفاع 16 متر. ستونهای این بنا از قطعات استوانهای شکل کوتاه بدون هر گونه تزئینی ساخته شدهاند. پایه ستونهای آنها به شکل یک دایره ساده میباشد.
دو شکل ستون مصری بسیار مهم عبارتند از ستونهایی که بر اساس شکل گل لوتوس و پاپیروس درست شدهاند و سرستون آنها نیز علاوه بر شکل این دو گل بر اساس گیاه نخل شکل یافته است. به بیان دیگر گیاهان دره نیل، مایههای اصلی تزئین در سراسر هنر مصر بودهاند. ”اگر کسی بخواهد به دنبال احتمال تأثیر معماری بین النهرین در اینجا بگردد، لازم به تذکر است که معماران بین النهرین تا پیش از استیلای ایران بر این سرزمین به ندرت از روش تیر عمودی و افقی استفاده کردهاند؛ و ستون کمتر در ساختمانهایشان دیده میشد.“ اینها اصول ساخت ستونها تا قرن سوم پیش از میلاد هستند. از آن زمان به بعد شکل گیاهان دیگری که در کنار رودخانه رشد میکردند مورد استفاده قرار گرفت و شکل گیاه لوتوس نیز تغییراتی یافت. مصریان به دلیل این که از سیمان استفاده نمیکردند، برای بر پا نگه داشتن ستونها آنها را بزرگ میگرفتند تا وزنشان بیشتر شود.
تخت جمشید
کوروش پس از پیروزی بر مادها پادشاهی هخامنشی را بنیان نهاد. پایتخت آنها در ابتدا پاسارگاد بود و بعد به هگمتانه منتقل گردید. کوروش، حکومت خود را تا بابل، یونان و مصر گسترش داد و توانست اقوام ساکن در مناطق دیگر را تحت حکومت خود درآورد و امرایی را که ساتراپ نامیده میشدند، بر آنها گمارد.
نما و قطع ستون یادبود تراژان، روم باستان (مرجع کتاب معماری جهان)
در دوران دوم مسأله جالب توجه دیگر فضاهای بزرگ شهری همچون نمایشخانة کولوسئوم بود که میتوانست افراد زیادی را در خود جای دهد. این امر از آن لحاظ ضروری به نظر میرسید که مردم میتوانستند ساعاتی را در کنار فرمانروای خود گذرانده و منظره و یا نمایش خاصی را ببینند. در این حالت یک فرد میتوانست تا دو سوم همشهریان خود را یک جا و در یک محل جزئی از یک پرسپکتیو بزرگتر ببیند.
بر اساس ترتیب تاریخی تخت جمشید بعد از بناهای پاسارگاد و شوش ساخته شدهاند، اما تخت جمشید مهمترین منبع اطلاعاتی ما درباره معماری ایران است. بنای تخت جمشید در پای کوه رحمت در شمال شرقی شیراز بر روی یک صفه به تقریبی 135000 متر مربع احداث گردیده است. این مجموعه ترکیبی است از چند کاخ عظیم که ستونهای مرتفعی سقف آنها را بلند کردهاند. با وجود خرابیهای زیاد این بناها هنوز میتوان نشانههایی از شکوه آن روزگار را دید. ستونهای کاخها نیز به مرور زمان تخریب شدهاند و فقط معدودی از آنها ایستاده بر جا ماندهاند.
نخستین بخش از مجموعه تخت جمشید تالار ملل است که در انتهای گذرگاهی طولانی قرار دارد. ستونهای این تالار حدود 5/16 متر ارتفاع دارند. این ستونها اندکی باریکتر از ستونهای سایر کاخها هستند. بدنه ستون بر روی زیرستونی زنگولهای با شیارهای عمودی به نام قاشقی قرار دارد. بر روی زیرستون، یک تخته سنگ گرد قرار دارد که آن را شالی میگویند. در روی آن قلمه یا بدنه شیاردار قرار دارد. تعداد این شیارها 48 عدد است. تعدد این شیارها موجب افزایش ظرافت و کشیدهتر دیده شدن بنا شده است. در بالاترین قسمت ستون، پیش از سرتون، گل ستون قرار دارد. این قسمت شامل چند قسمت است و تزئینات آن عبارتند از: برگ، غنچه گل دوازده پر نیلوفر آبی، برگهای طوماری و پیچکی نخل. آخرین بخش ستون، سر ستون است که در ستونهای تالار ملل به شکل گاو زانو زده با تزئینات گل و برگ ساخته شده است. بر فراز سرستون، میان سر و گردن گاوهای پشت به هم داده، یک تیر بزرگ چوبی قرار میگرفته. این تیرها نیز به نوبه خود تیرچههای دیگر را حمل میکردند و سقف را نگه میداشتند.
کاخ آپادانا: این کاخ دارای یک تالار با 36 ستون و سه ایوان است که هر یک 12 ستون دارند. مجموع ستونهای این کاخ 72 عدد بوده است. ستونهای ایوان غربی کاخ آپادانا از سه قسمت شکل گرفتهاند. زیرستون به شکل زنگوله و مزین به گلبرگهای موازی به ارتفاع 5/1 متر؛ ساقه استوانهای با شیارهای استوانهای به ارتفاع 63/15 متر؛ سر ستون به شکل گاو دو سر که تیر چوبی در میان آنها قرار میگیرد. ارتفاع کل ستون 19 متر است. ترکیب ستونهای ایوان شمالی درست مانند ستونهای دروازه ملل هستند. یعنی زیرستون آنها به شکل زنگولهای شیاردار است؛ ساقه آنها استوانه قاشقیدار به طول 66/9 متر)؛ و گل ستون نیز به شکل تزئین شده با برگهای طوماری و پیچکی نخل. سرستونها نیز گاو دو سر هستند. ستونهای ایوان شرقی مانند ستونهای ایوان غربی هستند، با این تفاوت که سرستون به شکل شیر دو سر میباشند. در تالار مرکزی آپادانا به ستونهایی مشابه آنچه در ایوان شمالی ساخته شده برمیخوریم. تنها تفاوت آنها در شکل زیرستونهاست: زیرستونها در این تالار به جای شکل زنگولهای، از دو قطعه سنگ مکعبی شکل ساخته شدهاند؛ به احتمال زیاد این کار تحت تأثیر ستونهای شیوه ایونی یونانی است، اما ظرافت این شیوه در این ستونها چندان مشهود نیست.
تالار شورا (کاخ سه دروازه): ستونهای این کاخ دارای زیرستونهای زنگولهای و مزین به گلبرگ هستند. تنه مرکب از قلمه شیاردار، گل و بوته و دو عضو گل دار دیگر است. بر بالای این ستونها گاوی با دو سر انسان به پایین نگاه میکند.
تالار خزانه: ستونها در این بنا از جنس چوب با پوششی از گل و گچ رنگین به رنگهای سفید و آبی و قرمز ساخته شدهاند. باز همچون شیوه ایونی معماری یونان زیرستونها همگی از سنگ چهار گوش و یا گرد هستند. با این تفاوت که در سبک ایونی بر روی زیرستونها حجاریهایی با موضوعات اساطیر یونان وجود دارد که در زیرستونهای ایرانی نیست.
تالار صد ستون: زیرستونها همه به شکل زنگوله بوته دار هستند. قلمه ستونها به شکل استوانه شیاردار بودند و در بالای آنها گل و بوتههایی به شکل درخت نخل وجود داشت. بر بالای آنها نیز سرستون گاو دو سر قرار داشت. بر اساس تحقیقات خانم و آقای تیلیا معلوم شده است که ارتفاع هر یک از ستونها در این بنا 14 متر بوده است. درگاه شمالی به ایوان بزرگی باز میشد که دارای ستونهای مشابه تالار بودند. تفاوت آن در نوع سرستونها بود. سر ستونهای این بنا مانند سر ستونهای کاخ سه دروازه به شکل گاوهای با سر انسان بودند.
همانطور که پیشتر گفته شد، در کنار تخت جمشید و پیش از آغاز بنای آن، دو مجموعه کاخهای دیگر مربوط به دوره هخامنشی وجود دارند، که هر یک بنا بر وضعیت محیطی و شرایط زمانی و نوع کاربرد ساخته شده، و به همین دلیل تفاوتهایی زیادی با مجموعه تخت جمشید دارند. در اینجا معرفی آنها میپردازیم:
پاسارگاد
مجموعه کاخهای پاسارگاد اقامتگاه کوروش کبیر، در 48 کیلومتری شمال تخت جمشید واقع است. این مجموعه شامل دروازه اصلی، تالار بار عام و کاخ مسکونی است. دروازه اصلی تالار ستونداری بوده که دو ردیف چهارتایی از ستونهای سنگی ساخته شده بوده است. کاخها و دروازه دارای تالار مستطیل شکلی بودند که با سقفهای مسطح متکی بر ستونهای سنگی پوشیده شده بودند. ستونها را از سنگ سفید و ساده و بدون شیار و ته ستونها را به شکل مربع و از سنگ سیاه ساخته بودند. سرستونها نیز از جنس سنگ سیاه به شکل نیم تنه گاو نر با سر انسان یا اسب پرداخته شده بودند.
ستونهای کاخ نیز بدون شیار و از رنگ سفید بودند. پایه آنها بلند و به رنگ سیاه، با زینتی از نوار مدور شیاردار سفید رنگ بر روی آن. سرستونها که نسبت به ساقه ستون پیچیدهتر هستند، از سنگ سیاه و به شکل گاو نر، شیر یا اسب ساخته شده بودند. طول و عرض پایه ستونهای کاخ اختصاصی کوروش 23/1 x 23/1 متر است. روی قطعه سنگ مذکور تکه سنگ دیگری شبیه مرمر به همان ابعاد نصب شده است. بر روی این مجموعه سنگ سفید دیگری به ارتفاع 23 سانتیمتر قرار داده شده. اندازه پایه سفید مرمر پاسارگاد 88 سانتیمتر است.
ستونهای در دروازه اصلی از سنگ سفید، ساده، و بدون شیار بودند. پایه ستونها از سنگ سیاه به شکل مربع ساخته شده بودند و سرستونها از سنگ سیاه به شکل نیم تنه گاو نر با سر انسان یا اسب. بناهای مجلل پاسارگاد بر خلاف سبک معماری تخت جمشید که تحت تأثیر معماری مصر بر روی سکو ساخته شده است، بر روی زمین مسطح استوار گردیدهاند.
به طور کلی به نظر میرسد که مجموعه کاخهای پاسارگاد به دلیل نقش اقامتگاهی، و نه مرکز آیینی و میهمانپذیری، به شکلی کاملاً متفاوت و البته سادهتر از بنای تخت جمشید برپا شده است. عناصر موجود در مجموعه اخیر آن چنان مجلل و با شکوه هستند که گویی باید نظر خارجیان و خراجگذاران را جلب کرده و عظمت شاهی را به آنها بنمایانند، حال آن که در بنای پاسارگاد، فضا از آرامشی خاص برخوردار است.
شوش
کاخهای شوش نیز به دست داریوش ساخته شدند. این مجموعه هم مانند دیگر کاخهای هخامنشی از چهار جزء تالار پذیرایی، تالار بار عام، اتاقهای مسکونی و دروازه اصلی تشکیل شده است. در ساخت این کاخها هنرمندان و صنعتگرانی از مصر، یونان، و بینالنهرین نقش داشتهاند. اصول معماری این بناها مشابه بنای پاسارگاد است، با این تفاوت که ستونهای شوش به صورت شیاردار ساخته شدهاند و با سرستونهایی به شکل نیم تنه گاو مزین گشتهاند. همچنین ارتفاع این ستونها از کف زمین به 20 متر میرسد.
هر ایوان کاخ شوش شامل دو ردیف شش ستونی بوده است و هر پایه از حیث شکل و زینت با پایه ستون دیگر فرق داشته و به شکل گلدان وارونه ساخته میشده. ستونها به رنگ زرد روشن بوده است. این رنگآمیزی آنها را مرمر گونه نشان میدهد و در ضمن ایرادات سنگ آهکی را نیز پنهان میکرد.
پیشتر دانستیم که بنای تخت جمشید بر روی صفهای قرار دارد. این مسئله شاهدی است بر این که طراحان این منطقه اصولاً ایرانی نبودهاند. چرا که ایرانیان در این منطقه خشک نیازی به ساختن بناها بر روی یک سکو ندارند. از آنجا که هخامنشیان کوچ نشین بودند و گله دار، طبیعی مینماید که تبحری در احداث ساختمانهای چنین باشکوه نداشته باشند. اما همانطور که تاریخ عصر این سلسله نشان داده است، آنچنان توانایی و اقتداری داشتهاند که توانستهاند ملل مختلف را زیر نفوذ خود آورده و از تواناییهای آنها در جهت اهداف خود استفاده کنند. مصریها در این زمان تحت سلطه هخامنشیها بودند و همچون سایر ملل در خدمت ایشان. پس ساختن این بنا را میتوان به آنها نسبت داد. چرا که مصریان باستان که در کنار رود نیل زندگی میکردند، مجبور بودند خانههایشان را روی سکوهایی مرتفع بسازند تا از گزند طغیان رود در امان باشند. آنها همین نگرش را بدون آن که نیازی به آن باشد، در ساختن مجموعه تخت جمشید نیز بکار بردند.
ستونهایی که عنصر اصلی و مهم ابنیه دوران هخامنشی را تشکیل میدهند، به خاطر سرستونهایش که از قسمت قدامی حیوانات واقعی و موجودات اسطورهای تشکیل یافتهاند، از مجموعه ترکیبی عناصر دیگر ساختمانهای تخت جمشید دور نیست. نمای کلی این ستونها روی هم رفته شبیه نمای ستونهای شوش بوده و پایه آنها مربع و یا به شکل گلدان وارونه است. برخی مواقع، روی زیرستون مربع شکل ته ستونی با شیارهای افقی دایره شکل (شالی) قرار میگیرد، که به احتمال زیاد اقتباس از الگوی ایونی یونانی است. با این اختلاف که ظرافت و زیبایی پایه ستونهای شیوه ایونی یونانی- که هنرمندان و حجاران یونانی از مخترعین آن بودند- در نمونههای هخامنشی چندان مشاهده نمیشود. علاوه بر این در قسمت زیرین زیرستونهای ایونی پایههای مربع شکل سنگی به کار میرود که در بیشتر مواقع بر خلاف نمونههای هخامنشی در پاسارگاد و تخت جمشید است، که چهار طرفشان ساده رها میشود. اما در نمونههای ایونیک این پایههای مربع شکل پر هستند از نقش برجستههایی که پیرامون اساطیر یونان حجاری شدهاند.
اطراف بعضی از زیرستونهای هخامنشی در تخت جمشید که به شکل زنگوله هستند، با الهام و تأثیرپذیری از ستونهای مصری، با برگهای درخت خرما و گل نیلوفر آبی، به صورت نقش برجستههایی بسیار ظریف به شیوهای تزئین یافته است که با تناسب و جلوه خاصر به عنوان یک شاهکار، جلال و جمال ویژهای به معماری هخامنشی بخشیده است و چنان شیوه هنری با آن سرستونهای ترکیبی خلق کرده است که هرگز در معماری یونانی دیده نشده است.
در عصر هخامنشیان به احتمال زیاد ستونهایی که سرستون کامل داشتند در بخش داخلی به کار برده میشدند. ولی در ایوانهای ستوندار که در سه طرف تالارها قرار داشتند عموماً نیم تنه گاو و سایر موجودات افسانهای، مستقیماً در روی ستون سوار میشدند. گفتنی است که ستونهای تخت جمشید بر خلاف پاسارگاد، ولی مشابه شوش، به صورت شیاردار هستند. البته تعداد شیارها در تخت جمشید بیشتر است.
اهمیت ستون در معماری هخامنشی عنصر متمایز کننده آن از معماری آشوری محسوب میشود. ولی همین عنصر در معماری کاخها و معابد یونان و مصر از اهمیتی مشابه برخوردار میباشد. بنا بر این، برخی معتقدند که اصولاً معماری تالار بزرگ معبد تب (Tebe) در مصر منبع الهام سازندگان بناهای دوره هخامنشی است. همچنین تزئینات کاخهای شاهی نیز به تقلید از معابد مصر بوده است. البته آنچه اینها را از هم جدا میکند، تأثیر ذوق و اندیشه ایرانی در کار سازندگان بناها است. اما نکته بسیار مهم و شاخص در معماری هخامنشی شکل سرستونهای منحصر بفرد آن است. به طور کلی سرستونهای ایرانی به چهار دسته تقسیم میشوند:
- سرستونهایی به شکل دو نیم تنه گاو نر که پشت به هم قرار دارند.
- سرستونهایی به شکل حیوان افسانهای عقاب با تنه شیر که اصطلاحاً گریفون خوانده میشوند.
- سرستونهایی به شکل دو نیم تنه شیر.
- سرستونهایی به شکل انسان با تنه گاو بالدار موسوم به لاماسو.
همه این سرستونها به شکلی جفتی و پشت به هم بر بالای ستونها جای داده میشدند و بر روی کمر آنها تیرهای چوبی سقف قرار داشتند.
با شباهتهایی که بین ساختمانهای شوش و تخت جمشید بویژه از نظر ستون و سرستون وجود دارد، میتوان چنین تصور کرد که بعد از این که کار معماران و هنرمندان در شوش به پایان رسید برای ادامه کار به تخت جمشید رفتهاند با آن که در کتیبه داریوش تصریح شده است که ستونها، کار سنگتراشان یونانی و ”لیدی“ بوده است، ولی ستونها و سرستونهای هخامنشی همان طوری که ظاهر آنها نشان میدهد یونانی نبوده و پایهای گلدانی شکل آنها در هیچ از زیرستونهای شناخته شده وجود ندارند. علاوه بر این اکثر زیرستونهای گلدانی شکل هخامنشی دارای شیارهای عمودی بوده، در حالیکه زیرستونهای یونانی بخصوص در شیوه معماری ایونیک، عمدتاً دارای برجستگیهای افقی دایره شکل و تورفتگیهای قاشقی هستند. علیرغم شباهتهای اندکی در اصول معماری هر دو کشور ایران و مصر باستان، هیچ یک از ستونهای یونانی به ارتفاع ستونهای هخامنشی نمیرسد. (بلندترین ستونهای مصر مربوط به معبد لاکسور است که ارتفاع آنها 16 متر است.) ”در معماری سنگی مصر عموماً ستونهای کوتاه و کلفت و نسبتاً نزدیک به هم به کار میرفت.“ این ستونها آنچنان قطور و زمخت هستند که گویی فضای اطراف برای حفظ آنها در نظر گرفته شده. به عبارت دیگر، عملکرد باربری آنها تحتالشعاع ماهیت نمایشیشان قرار گرفته است. این در حالی است تناسب ستونها در بناهای هخامنشی ”مخصوص معماری ایرانی است. این ستونها که کشیدهترین نوع ستون در معماری دنیای باستان است غالباً دارای ارتفاع معادل چهارده برابر قطر ستون هستند، در حالی که در دیگر نقاط جهان باستان، بلندی ستون به بیش از هشت برابر قطر آن نمیرسد.“
در پاسارگاد، شکل زیرستونهای دارای شیارهای افقی همانند زیرستونهای شیوه ایونی است. ”با این اختلاف که در شال ستونها، تزئینات شیاردار افقی در نمونههای یونانی از عمق بیشتری برخوردار بوده است. در صورتیکه در پاسارگاد این بخش با شیارهای کم عمق و با ظرافت بیشتر تظاهر میکند.“ نکته مهم دیگر این است که در بنای ستونهای پاسارگاد از دو نوع سنگ سیاه و سفید استفاده شده است. این ویژگی که در معماری سایر ملل به ندرت دیده میشود، موجب افزایش زیبایی بنا بوده است.
نتیجهگیری
هنر هخامنشی همواره تحت تأثیر هنر سایر اقوام بوده است. این تأثیر پذیری از اخلاف آنها یعنی مادها آغاز شده و دامنه آن به بینالنهرین، یونان و مصر کشیده شد. اما این تأثیر پذیری منفعلانه نبود و آنها با مدیریت توانمند خود توانستند تجربه و توان هنری اقوام تحت فرمان خود را در اختیار گرفته و آنها را به بهترین شکلی تکامل بخشند. بهترین نمونه این رفتار در معماری آنها و بویژه ستونها و سرستونها به بهترین شکل خودنمایی میکند.
ترکیب گوناگونی که در مورد نقشه و طرح کاخهای باشکوه و سایر بناهای مربوط به آنها به مورد اجرا گذاشته شده است، در ستونهای این دوره از پاسارگاد گرفته تا شوش و تخت جمشید مشهود است. ترکیب و تلفیق شیوههای هنری مختلف، از یونان، مصر، آسیای صغیر، بینالنهرین با ذوق و سلیقه خود منجر به خلق ستونهای منحصر بفردی شد که تا آن زمان بینظیر بودند. ستونهای قول پیکر مصری با آن نقش و نگارهای شلوغ که هر نوع زیبایی را فدای بیان عظمت و شکوه فرعون کرده است، و فضاهای خفه و بسته بین آنها، هرگز یارای مقابله با زیبایی وصف ناشدنی ستونهای رعنای هخامنشی را ندارند. همچنین ستونهای پیشرفتهتر و متنوع یونانی که خود منشأ الهام سازندگان ستونهای ایرانی بودند، باز همچون طرحی خام در برابر یک اندیشه پخته و بلوغ یافته به نظر میرسند. اندیشهای این چنین که توانست با چنان جسارت ستونهایی به ارتفاع 20 متر خلق کند که نظیر آن هرگز دیده نشده بود.
۱۳۸۹ آذر ۱۵, دوشنبه
بهینه سازی پلان منزل
این خونه یک طبقه است بنابر این اگر نورگیر حذف شود مشکلی ایجاد نمی کند.
دو اتاق خواب سمت چپ روی پارکینگ قرارگرفته و با سایر قسمت ها اختلاف ارتفاع دارد برای همین فابل تغییر نیست و هردو اتاق هم از نور طبیعی برخوردارند.یکی از سمت خیابان دیگری از سمت پشت بام.
با توضیحات بالا پلان بهینه شده به صورت زیر است :
معماری دوره قاجار

معماری مدرنیسم
معماری مدرن، اعتقاد شدیدا قدرت یافته به ترقی خواهی صنعت است و ترجمان اش به سبک بین المللی خالص و سفید ( یا دسته کم زیبایی ماشینی ) با هدف دگرگون ساختن جامعه هم در حساسیت اش و هم در ساختار اجتماعی اش.
می توان مدرنیسم را نخستین واکنش فکری بزرگ نسبت به بحران اجتماعی و فروپاشی دین مشترک دانست
همان طور که پیش تر بیان شد آغاز مدرنیسم را می توان از رئالیسم یا مکتب شیکاگو دانست که به راسیونالیسم ( سبک جهانی) و بعد با هاوس و سپس به آن چیزی که ما مدرنیسم می نامیم ختم می شود، که یک دوره پنجاه ساله را در بر می گیرد.
از مشخصات بنیادین مدرنیسم عبارتند از:
یکی از خصوصیات متعدد معماری مدرن این بود که در ساختمان ها ماهیت مصالح ساختمانی مورد توجه قرار گرفت و این مصالح به صورت طبیعی خود تا آنجا که ممکن بود دست نخورده و بدون پوشش و پرده در ساختمان بکار گرفته شدند، چون استفاده از تزئینات در معماری را کهنه پرستی و ظاهر سازی دانسته و چنین اعلام شد که به جلوه آوردن ماهیت مصالح که به صورتی طبیعی ، نه ساختگی و مصنوعی ، به غنای معماری بیفزایتد مورد توجه قرار گرفت.
نکته دیگر امکان دادن به تمام عوامل ساختگی بود تا نقشی را که در ساختمان دارند بنمایانند در معماری گذشته مثلا پلکان اغلب در میان دیوارهایی سنگین و در فضایی که در پس خانه بود و بیشتر مناسب پستو و صندوق خانه از دیده پنهان می شد.
معماری مدرن نه تنها نشان داد که پله را می توان در معرض دید نهاد بلکه می توان آن را عاملی ساخت که بر غنای معماری بیفزاید. مراد از صداقت و اخلاق در معماری ندرن از جمله همین آشکار گزاشتن عوامل ساختمانی و تاکید بر آن هابود.
از دیگر ویژگی های معماری مدرن این بو که توانست از امکانات مهندسی بهره گیرد و با بکارگیری اسکلتی مرکب از تیرها و ستونها که بار ساختمانی بنا را فقط در نقاطی معین متمرکز و تحمل می کند دیوار به پرده ای صرفا برای محصور و متمایز کردن فضا تبدیل کند.
معماری مدرن نمای یکسره و یکنواخت رنسانس و باروک را می شکند ، در معماری رنسانس به ویژه در قصرهای باروک تمام ساختمان نمایی یکسره و یکنواخت داشت اگر در پشت نما آشپزخانه یا پله یا اتاق بود در نما یکسان ظاهر می شد. اما در معماری مدرن به مددتکنولوژی میسر شد که شخصیت هر بخش بنا را مشخص و معلوم در پیکر آن نشان داد. از این رو معماری مدرن اصیل آن معماری است که هر قسمت نمودار شخصیت و هویت خویش باشد.
محتملا می توان قصر بلورین را که به سال ۱۸۵۱ برای نمایشگاه لندن ساخته شد نقطه آغازی برای معماری مدرن دانست این نکته اگر هم از لحاظ تاریخی قیق نباشد و.اجد اهمیت است. زیرا در اینجا بود که مظاهر بارز یکی از عواملی که باعث پیدایش معمار مدرن شد و در گسترش و تحولات آن نیز نقش اساسی بازی کرد به گونه ای بی سابقه تجلی یافت . ساختمان بزرگ بلورین توسط جوزف پاکستن برای نمایشگاه مدرن یعنی آهن و شیشه بود که اجزا به صورت پیش ساخته در ارخانه تولید و در محل نب شدند.
چارلز چنکر تاریخ نگار و منتقد معماری، تاریخ دقیق مرگ معمعاری مدرن را ۱۵ ژانویه ۱۹۷۲ ساعت ۲۳ : ۳ بعد از ظهر بیان کرد ، زمانیکه مجموعه آپارتمانهای مسکونی پروت ایگو در شهر سن لوییس آمریکا توسط دینامیت منهدم شد.
۲- توجه به اهمیت کاربری مصالح خصوصا آجر در رابطه با کیفیت های سازه ای عناصر تزئینی. ۳- گرایش به طراحی لوازم از طراحی سرامیک و دست گیره ها گرفته تا طرح آسانسور و اثاثیه منزل. ۴- استفاده از شیوه دورنمایی به مثابه عناصر ساختاری وابسته به روش های سازه ای همچنین طرح های خیالی مورد توجه قرار گرفت. ۱- تداوم عناصر التقاطی ناشی از روش های تاریخی قرن نوزدهم.
جنکز بیان می کند که این مجموعه آپارتمانها نماد معماری مکعب شکل و بدون تزئینات مدرن بود.
۱۳۸۹ آذر ۱۳, شنبه
خانه های زیر زمینی!!!!!!!!
۱۳۸۹ آذر ۱۲, جمعه
شاهرود و اقلیم گرم و خشک
شاهرود، یکی از شهرهای استان سمنان در ایران است. این شهر مرکز شهرستان شاهرود است. شاهرود، در حد فاصل دو نوع آب و هوای خشک و کویری، در جنوب و مرطوب و پرباران در شمال جای گرفته که آب و هوایی مطبوع برای این شهر فراهم کرده و آن را در ردیف خوشآب و هواترین شهرهای ایران قرار دادهاست. بر اساس نتایج سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت شهر شاهرود ۱۳۲٬۳۷۹ نفر بوده است[۲]، که پرجمعیتترین شهر استان محسوب میشود. شهرستان شاهرود در فاصله 390 کيلومتري شرق پايتخت با 514000 کيلومترمربع وسعت و 1365 متر ارتفاع از سطح دريا در مختصات جغرافيايي 54 و 35 تا 57 و 5 طول شرقي و 34 و 35 تا 35 عرض شمالي قرار دارد. اين شهرستان با 325000 نفر جمعيت، 4 بخش، 12 دهستان و 293 پارچه آبادي بزرگ ترين شهرستان ايران اسلامي از نظر وسعت است
این شهر در حاشیهٔ شمالی دشت کویر و در دامنههای جنوبی رشتهکوه البرز با موقعیت جغرافیایی ۲۵ دقیقهٔ و ۳۶ درجهٔ عرضی و ۵۸ دقیقهٔ و ۵۴ درجهٔ طولی با ارتفاعی معادل ۱۳۸۰ متر از سطح دریا در شمال خاوری استان سمنان واقع شده است. هستهٔ اولیهٔ این شهر به دلیل دفاع از مهاجمان، بر فراز تپههای کمارتفاع دامنهٔ کوه شمالی و غربی رود بزرگ این منطقه بنا شد که به جهت بزرگی این رود، تدریجاً نام شاهرود را به خود گرفت و به تدریج همراه با برقراری امنیت در محل، رشد و توسعه یافته به طوری که این شهر در کنار صددروازه، پایتخت اشکانیان که به باور بسیاری از پژوهشگران محل کنونی شهر دامغان است، در شمار شهرهای معتبر پارتی درآمد. به نوشتهٔ برخی پژوهشگران از جمله «اگورود نیکوف»، سومین آتش مقدس اهورامزدا که در اوستا آمده، آذرفرنبغ است که آتشکدهٔ بزرگ شاهرود بودهاست.[۵]
در دوران بعدتر، این شهر همراه با سمنان و دامغان در ردیف مهمترین شهرهای ایالت تاریخی کومِش قرار گرفت و به استناد برخی اشارههای تاریخی مندرج در متون و بعضی شواهد باستانشناسی و معماری موجود در داخل و خارج شهر کنونی شاهرود، را عبور کاروانها که بزرگراه غربی_شرقی جادهٔ ابریشم را طی میکردند، از آبادیها و روستاهای بزرگ این شهر میگذشت. به عبارت بهتر، شاهرود به دلیل واقع شدن در موقعیت خاص جغرافیایی و قرار گرفتن میان رشته کوه البرز و نواحی کویر مرکزی ایران، به نوعی جادهٔ ابریشم مناطق عمدهٔ آن روزگار همچون خراسان، تهران، مازندران و نیز شهرهای داخلی ایران بودهاست.
ویژگیهای این اقلیم:
- تابش طولانی و با شدت - نسیم مطلوب- باد مزاحم- اختلاف دمای زیاد سایه و آفتاب- خشکی زیاد هوا
مردمان ساکن در مناطق گرم و خشک برای بر آزار های محیط تمهیداتی اندیشیده اند که اکنون به بررسی آن ها می پردازیم.1. تابش طولانی و با شدت : خلق فضاهای سرپوشیده و ایجاد سایه؛ استفاده ساباط
2. هدایت نسیم مطلوب : جهت گیری ساختمان به به تناسب جهت وزش، ایجاد بازشو های مقابل هم برای تولید کوران، ایجاد فضاهای بادخیز (کوچه های باریک و طولانی)، استفاده از بادگیر
3. مقابله با بادهای مزاحم : طرح کاشت و پوشش گیاهی انبوه برای کاهش شدت بادهای مزاحم، خصوصاً در حاشیه شهرها که هیچ مانعی وجود ندارد.
4. ختلاف دمای سایه و آفتاب : ایجاد کنج، مسیر و فضاهای مکث سایه گیر با استفاده از پوشش گیاهی سایه دار یا مسقف کردن فضا (ساباط)
5. مقابله با خشکی زیاد هوا : تعبیه حوضخانه یا سرداب در بناها و هدایت نسیم مطلوب به عبور از روی آب جهت مرطوب و خنک شدن آن.
غیر از موارد توضیح داده شده، عناصر دیگری هم هستند که در تهویه طبیعی نقش بسزایی دارند : - استفاده از فرم گنبدی شکل : بام هاي گنبدي به علي برجستگي كه دارند همواره در معرض وزش نسيم قرار مي گيرند. همچنين روي اين گونه بام ها –يا بام هاي استوانه اي- چون شدت تابش آفتاب بر تمام رويه يكسان نيست، هميشه قسمت هايي از آن گرماي بسيار كمي دريافت مي كنند و در تقليل درجه حرارت فضاي زير آن نقش موثري دارند.
- استفاده از مصالح با ظرفیت حرارتی بالا مانند آجر و کاهگل که گرما به فضای درون پس ندهند.- استفاده از حیاط مرکزی : رفتار اقلیمی حیاط مرکزی به گونه ایست که با پوشش گیاهی و عموماً آبی که در آن وجود دارد، به خاطر ارتفاع محاسبه شده ديوارها نسبت به مساحت آن، خُرد اقلیمی در خود تولید می کند که دمای آن از دمای بیرون کمتر و میزان رطوبت هوا در آن بیشتر است. ضمن اینکه درختان که اغلب درختان انبوه هستند، سایه ایجاد می کنند و نسیم که به درون حیاط هدایت می شود، خنک و مرطوب خواهد بود.
با تمامی این امکانات، آیا باز هم استفاده از راه حل های پیچیده تکنولوژیک و آلاینده ضروری است؟آیا اندیشه شهر طبیعی تصوری محال است؟
در این اقلیم که بیشت مناطق نیمه استوایی را شامل می شود،به دلیل وزش بادهای مجاور که از جنوب غربی و شمال غربی به طرف استوا در حرکت اند،هوا بسیار خشک است. این بادها هنگام عبور از قاره های بزرگ،بیشتر رطوبت خود را از دست می دهند. علاوه بر این،در مناطق نیمه استوایی که جزء مناطق پر فشار هستند،هوا به دلیل حرکت از قسمت های بالایی اتمسفر به پایین گرم و خشک می شود. توجه به خشکی هوا در این مناطق که با ویژگی های دیگری همراه است، از نظر تأمین آسایش انسان و در نتیجه طراحی ساختمان،اهمیت فراوانی دارد.
تابش مستقیم آفتاب در این مناطق شدید است و 700تا800 کیلوکالری در هر ساعت در مترمربع در سطوح افقی انرژی تولید می کند و با افزایش پرتو منعکس شده از سطوح بایر زمین،شدت آن بیشتر می شود. آسمان این مناطق،در بیشتر مواقع سال بدون ابر است. ولی معمولاًبعدازظهرها در اثر گرم شدن و حرکت لایه های هوای نزدیک به زمین،مه و طوفان گرد و غبار پدید می آید.
رطوبت کم و نبودن ابر در آسمان باعث می شود دامنه ی تغییرات دمای هوا در این مناطق بسیار زیاد شود. در تابستان،تابش آفتاب در طول روز سطح زمین را تا 70 درجه ی سانتی گراد گرم می کند. در حالی که هنگام شب،دمای سطح زمین به سرعت کاهش می یابد و به 15 درجه ی سانتی گراد یا پایین تر می رسد. البته نوسان دمای هوا کمتر است. ولی در هر حال،میزان تغییرات آن به 20درجه ی سانتی گراد می رسد. دمای هوا در روزهای گرم تابستان به 40تا 50 درجه ی سانتی گراد و در شب ها به 15تا25درجه ی سانتی گراد می رسد.
در فلات مرکزی که بزرگ ترین منطقه ی ایران است و اطراف آن را ناهمواریهای مرتفعی محصور کرده،صرف نظر از حاشیه ی متصل به ارتفاعات و برخی حوزه های مستقل داخلی،شرایط آب و هوایی گرم و خشک است و از جمله مشخصه های آن،زمستان های سخت و سرد و تابستان های گرم و خشک است.
ویژگی های معماری بومی مناطق گرم و خشک
ساکنین مناطق گرم و خشک برای غلبه بر مشکلات آب و هوایی این نواحی،تدابیر زیر را اندیشیده اند:
1) به طور کلی،در این مناطق ساختمان ها با مصالحی از جمله خشت و ل که ظرفیت حرارتی زیادی دارند بنا شده اند.در مناطقی که شرایط آب و هوایی بسیار حاد است،با ساختن خانه ها در دل تپه ها یا زیرزمین،زمان تأخیر را به بی نهایت رسانده اند و بدین وسیله از شرایط حرارتی متعادل عمق زمین استفاده کرده اند.
2) پلان ساختمان ها تا حد امکان متراکم و فشرده است و تا حد ممکن تلاش شده سطح خارجی ساختمان نسبت به حجم آن کم باشد. این تراکم و فشردگی پلان خانه ها،میزان تبادل حرارت از طریق جداره های خارجی ساختمان را چه در تابستان و چه در زمستان به حداقل می رساند و در نتیجه،تا حد زیادی از نفوذ حرارت به داخل ساختمان در تابستان و اتلاف آن در زمستان جلوگیری می کند.
3) ساختمان ها معمولاًدر بافت های متراکم و مجموعه های بسیار فشرده بنا شده اند و بدین ترتیب تلاش شده است بیشترین سایه ی ممکن بر سطوح خارجی ایجاد شود.به دلیل تراکم و فشردگی مجموعه،توده ی کل مصالح ساختمانی افزایش یافته و زمان تأخیر به حد مطلوب رسیده است.
4) در بیشتر نواحی این مناطق،به دلیل بارندگی کم و در نتیجه کمبود چوب،سقف ساختمان ها به شکل خرپشته،تاق یا گنبد و بدون هیچ اسکلتی از خشت خام و گل ساخته شده باشد.
5) به منظور کاهش هرچه بیشتر حرارت ایجاد شده در دیوارها در اثر تابش آفتاب بر آنها،معمولأسطوح خارجی سفید کاری شده است.
6) در این مناطق، تعداد و مساحت پنجره ی ساختمان ها به حد اقل میزان ممکن کاهش یافته و برای جلوگیری از نفوذ پرتو های منعکس شده از سطح زمین اطراف،پنجره ها در قسمت های فوقانی دیوارها تعبیه شده است.
7) در مناطق گرم و خشک،سعی شده است از ایجاد کوران و ورود هوای خارج به داخل ساختمان از طریق پنجره ها یا قسمت های باز شو،بویژه در هوای گرم جلوگیری شود.ولی تدابیر دیگری از جمله ایجاد باد گیر برای خنک سازی هوای داخلی به صورت طبیعی اندیشیده شده که بسیار مؤثر است.
8) استفاده از حیاط های داخلی درخت کاری شده و معطوف ساختن فضاهای زندگی به این حیاط ها،از عمده ترین ویژگی های معماری در مناطق گرم و خشک است. حیاط های داخلی که شامل درخت،حوض و سطح گیاه کاری شده است،یکی از مؤثرترین عوامل ایجاد رطوبت و حفاظت در برابر طوفان شن است.
9) جهت گیری ساختمان، در این مناطق جنوب تا جنوب شرقی است.
اصول رعایت شده در معماری بومی این مناطق
نوع اقلیم
نوع مصالح
نوع پلان
نوع بام
جهت قرار گیری
نحوه ارتباط ساختمان با زمین
سطح و تعداد پنجره
میزان استفاده از تهویه طبیعی
بافت مجموعه
نوع رنگ خارجی
گرم و خشک
ظرفیت حرارتی زیاد
فشرده
تاق گنبد
جنوب تا جنوب شرقی
روی زمین
کم
کم
متراکم
روشن
در این مناطق، فرم ساختمان باتوجه به شرایط زمستانی این مناطق می تواند در طول محور شرقی-غربی گسترش یابد. ولی با توجه به شرایط تابستانی،ساختمان ها باید فشرده و مکعبی شکل باشند. در هر صورت،با بریدن قسمتی از این مکعب و پرکردن حفره ی ایجاد شده با سایه(سایه ی دیوار،درخت،پیچک و چفته مو)و هوای خنک شده به وسیله ی تبخیر آب سطح چمن،برگ درختان،حوض و فواره می توان فضای نسبتاً مناسبی در ساختمان ایجاد کرد.در اطراف این باغچه ی داخلی، پلان ساختمان می تواند آزاد باشد.بدین ترتیب،پلان کلی ساختمان در این مناطق به طرف داخل معطوف می شود.
تهویه ی موردنیاز و اقلیم
در مناطق گرم و خشک باید میزان تهویه ی طبیعی هنگام روز را به حداقل ممکن رساند.زیرا در اثر ورود هوای گرم خارج به داخل،دمای هوا و سطوح داخلی نیز افزایش می یابد؛بویژه در طول روز که سرعت باد زیاد است و در نتیجه،میزان تهویه ی طبیعی افزایش می یابد،تغییرات دمای هوای داخلی در سطحی نزدیک به دمای هوای خارجی تغییر می کند. از سوی دیگر،چون رطوبت هوادر این مناطق کم است،حتی با جریان هوایی با سرعت کم نیز امکان سردشدن بدن ازطریق تبخیر عرق بدن وجود داردو در نتیجه،نیازی به سرعت زیاد هوا برای خنک سازی از طریق تبخیر نیست. برای ایجاد این شرایط،سرعت هوا ممکن است15 سانتی متر در ثانیه باشد.این سرعت در اثر اختلاف دمای سطوح و نفوذ هوای خارج به داخل از طریق درز پنجره ها در هوای اتاق به وجود می آیدو بدین ترتیب،نیازی به باز بودن پنجره ها نیست.هنگام عصر و شب،به دلیل پایین بودن دمای هوای خارج نسبت به دمای هوای سطوح داخلی،تهویه ی طبیعی امکان سریع خنک شدن هوای داخلی را به وجود می آورد.نیاز به کوران هنگام عصر و شب،وجود پنجره های باز شو را ضروری می سازد.ولی باید به این نکته توجه داشت که کارایی تهویه با اندازه ی پنجره ها متناسب نیست. با هماهنگ کردن محل،شکل و نحوه ی باز شدن پنجره ها می توان اندازه ی آنها را به قدری کوچک انتخاب کردکه حرارت جذب شده از طریق آنها به حداقل برسدو در عین حال،امکان تهویه ی مؤثر فراهم شود.همچنین باید به مسئله ی ورود گرد و غبار به داخل ساختمان نیز توجه کرد.
در مناطقی که همیشه طوفان شن و گرد و غبار وجود دارد،ساختمان هایی که بر روی پیلوتی قرار گرفته اند،مقدار بسیار کمی از گرد و غبار و شن موجود در هوا را دریافت می کنند. زیرا معمولاًدر ارتفاع بیش از 10متر،میزان شن موجود در هوا به شدت کاهش می یابد.
