۱۳۸۹ آذر ۹, سه‌شنبه

دانلود فايل پاورپوينت جانوران و معماري

فايل پاورپوينت جانوران و معماري رو از لينك زير ميتونين دانلود كنيد

دانلود

معماری حوزه های تمدنی مختلف


برخی از ویژگیهای سبکهای حوزه های تمدنی در معماری



معماری مصری (300-1000 پیش از میلاد)

1- ساختمان عظیم از سنگ آهک با نقشه مستطیل شکل.
2- دروازه دو برجی شیب دار با ورودی تنگ
3- سر ستون هایی با نقش گل وغنچه برای ستون ها و نعل درگاه
4- فضای مرکزی مرتفع و پنجره دار در تالار ستوندار
5- تک ستون ها یادبودی و تندیس ابوالهول رو به روی دروازه دو برجی
6- نقش برجسته روی دیوارها وستون ها

معماری یونانی (60-100 پیش از میلاد)

1- ساختمان نسبتا کوچک با نقشه مستطیل شکل از سنگ مرمر
2- پیشانی سنتوری ، کتیبه ، فریز و پایه
3- سر ستون های دوریک،ایونیک،یا کورنتی بر روی ستونهای خیاره دار ستونها و نعل درگاه ها
4- رنگ و طلا کاری رو مجسمه ها، و ظرافت ور یزه کاری معمارانه
5- رویکرد ریاضی به هنصر تقارن
6- اصلاح تناسب ها به قصد ایجاد ترکیب های خاص بصری


1- ساختمان با نقشه مستطیلی و دایره ای شکل با تزئینات گچی
2- اصول مهندسی ساخت گنبد بر روی گریو یا استوانه تاق ضربی ،قوسی و تویزه
3- ستون های عادی و تزئینی آزاد یا حایل به صورت خیاره دار و با نظم خاص یونانی
4- سقف های قاب بندی شده روی فضاهای بزرگ
5- سنتوری هایی به شکل مستطیل ،دایره و شکسته
6- قاب بندی ها وسنگ تاج های تزئینی

معماری اولیه مسیحی (300-700 میلادی)


1- نقشه بازیلیک رومی در راهروی مرکزی ، یک یا دو راهروی کناری و بیرون نشستگی پشت محراب
2- نمای شمع دار ساده ، گاهی همراه با پنجره ها کوچک گرد و تاق های مرکب
3- برج ناقوس مستقل از بنا
4- سقف هایی با قاب بندی چهار گوش
5- مرمر وموزاییک در ورودی ساختمان
6- صورت هایی از نظام های رومی و از جمله سر ستون های سبدی
7- تركيبى از مقياس انسانى يونانى و فضاى داخلى رومى

معماری بیزانسی (300-100 میلادی )

1- نقشه صلیبی یونانی با دیوارهای آجری طرح دار به شکل پیچ دار، مشبک یا هفت وهشت
2- گنبد بزرگ بنا شده روی نیم گنبدهای معلق
3- نمای خارجی ساده
4- ستون های بنا شده در یک ردیف
5- سر ستون های حجاری شده سبدی شکل
6- راهروهای پوشیده از مرمر رنگی و موزائیکهای پردانه در طبقه فوقانی

معماری رومانسک (1000-1200 میلادی)

1- نقشه صلیبی لاتینی با استفاده از سنگ های محلی
2- تاق های ضربی ، قوسی و تویزه
3- برج های متصل به ساختمان و برج بزرگ در بازوی عرضی
4- گنبد غالبا روی بیرون نشستگی پشت محراب بنا شده است
5- مدخل های تو نشسته و مزین به مجسمه ، و پنجره های چرخی در طبقه فوقانی
6- جزرهای مستقر در یک ردیف، ستون های کلفت، یا هر دو


1- نقشه صلیبی لاتینی،معمولا با استفاده از سنگ های محلی
2- استفاده از تاق های نوک تیز و قوس در برج ناقوس
3- برج های بلند با ناودان کله اژدری
4- پنجره های چرخی و قوس نیزه ای مشجر
5- برجک های تزئین شده
6- مدخل های بلند و تو نشسته که با چهره های حجاری شده کشیده تزئین شده اند.

معماری دوران رنسانس (1400-1600میلادی)

1- طرح مستطیلی شکل همراه با ستون ها و نعل درگاه ها و فرمهای قوسی
2- پنجره ها و نورگیرهای متوازن در سه طبقه
3- گنبد قوسی با برجک نورگیر
4- سر ستون با ستون های دو طبقه
5- سنتوری ها مثلثی و گرد
6- تزئینات یونانی ورومی


1- طرح ها و تزئینات دایره ای، که نماهای باروک به ساختمان های موجود اضافه شده است.
2- حرکت تند و انحنا درا پلکان ورودی و خروجی ونرده ها
3- تاکید بر مجسمه هایی با ارتفاع بیشتر از سطح دید
4- استفاده از رنگ آمیزی تیره و روشن به شکلی شاد و نمایشی
5- سنتوری های شکسته در بالای درها وپنجره ها
6- طاقچه های سه گوش، سکوها، ساعت ها و فواره های ظریف


1- فقدان تزئینات
2- اصول مهندسی جدید، از قبیل استفاده ازشیب
3- سازه های چند سطحی
4- استفاده گسترده از شیشه – فلز- بتن
5- مصالح جدید از قبیل شیشه نشکن و آلومینیوم
6- تاکید – دست کم به لحاظ نظری- برفایده گرایی صمیمانه



معماری بین المللی (دهه 1920- ....... )

معماری باروک(1600-1700 میلادی)

معماری گوتیگ (1200- 1400 میلادی)

معماری رومی (100 پیش از میلاد -500 میلادی)

۱۳۸۹ آذر ۸, دوشنبه

بهينه سازي پلان

به نظر من اين پلان از هرنظر بهينه است. تقريبا مي توان گفت فضاها در جاي مناسب خود قرار گرفته اند.بخش خصوصي توسط هالچه اي از بخش عمومي جدا شده است.آشپزخانه و سرويس بهداشتي در كنار ورودي واقع شده اند و سرويس ديد مستقيم به داخل سالن ندارد

بهینه سازی پلان منزل




پلان بهینه شده




















۱۳۸۹ آذر ۷, یکشنبه

بهینه سازی پلان منزل:

بهینه سازی پلان منزل:

http://www.mediafire.com/file/jh2orqomhobh1an/Doc1.pdf

http://www.filefactory.com/file/b479017/n/Doc1.pdf

مقايسه ی معماري ديكانستراكشن

مقايسه ی معماري ديكانستراكشن و فولدينگ مقدمه در بررسي آثار معماري در ادوار مختلف تاريخ مي‌توان به رابطه‌ي مستقيم و عميق بين نحوه‌ي نگرش و ايدئولوژي بشر نسبت به هستي و اعتقادات او و به طور كلي آن چه را فرهنگ مي‌ناميم و آنچه كه به عنوان اثر معماري عرضه مي‌نمايد پي برد.به اين معني كه نحوه ی تفكر و تفسيرانسان از هستي در شكل‌گيري معماري او به شدت تأثيرگذار بوده است. به عبارت ديگر آن چه به عنوان كالبد معماري شكل مي‌گيرد، متأثر از كيفيات روحي است، كه خالق آن اثر مدنظر داشته است درست به مثابه‌ي نقاشي كودكي كه از روي آن مي‌توان به نحوه تفكر و حالات رواني كودك در هنگام خلق نقاشي‌اش پي برد.مقارن با تحولات عظيمي كه در چند قرن اخير در حوزه‌ي تفكر صورت گرفته است، معماري نيز دستخوش دگرگوني‌هايي گرديده كه باز خورد آن را مي‌توان در تعدد سبك‌ها مشاهده كرد. به اين معني كه، اين معماري است كه آن تفكرات را توصيف مي‌كند.هر تفكر جديد و يا نظريه ی علمي تازه باعث ايجاد سبكي نو در معماري شده است.مطالعه حاضر، كه به عنوان تحقيق درس «آشنايي با معماري معاصر» صورت گرفته است در نهايت چنين نتيجه‌ي كلي را استنباط نموده است.در اين مطالعه، ابتدا مقدمات فلسفي مرتبط با موضوع بررسي شده، آنگاه در بخش دوم و سوم به تعريف سبك‌هاي ديكانستراكشن و فولدينگ در معماري پرداخته شده و بخش چهارم به مقايسه‌ي اين دو سبك اختصاص يافته است.در بخش پنجم نيز نتيجه‌گيري و جمع‌بندي موضوعات مورد بحث درج گرديده و نهايت آن كه فهرست منابع مورد استفاده در پايان آورده شده است.بايد توجه كرد كه در جاي جاي اين تحقيق به ويژه در بخش‌هاي مقايسه و نتيجه‌گيري از برداشت‌هاي فردي استفاده شده است.به اين معنا كه پس از مطالعه منابع، آنچه به عنوان برداشت فهميده شده درج گرديده است.«هرچند كه در بعضي از موارد از نقل قول‌هاي مستقيم نيز استفاده شده است»بخش اول – مقدمات فلسفيقبل از بررسي ويژگي‌هاي معماري ديكانستراكشن (Deconstruction) و فولدينگ (folding) ابتدا بايد به فلسفه‌اي كه اين دو نوع معماري از آن ملهم گرديده اشاره كنيم.فلسفه ی هر دو نوع سبك شباهت‌هاي بسيار زيادي دارد و اندك تفاوت بين فلسفه ی آن‌ها در بخش چهارم (به عنوان تفاوت دو سبك) آورده شده است.مكتب ساختارگرايي (ساخت‌گرايي – structuralism) كه در نقطه‌ي مقابل با ديكانستراكشن قرار دارد، به عنوان يك روش تجزيه و تحليل، در ابتدا توسط فرديناند سوسور (F. Desaussure – 1857 – 1913) در زبان شناسي وارد و گسترش پيدا كرد.ساخت گرايي ريشه‌هاي خودش را به طور مستقيم در هرمنوتيك دارد.هرمنوتيك كه در آن به بررسي شناخت و فهم و تفسير متن مي‌پردازد، ابتدا در زبان شناسي مطرح بود، اما در فلسفه، روان‌شناسي، جامعه‌شناسي نيز گسترش يافت. در اينجا متن ديگر متن موردنظر زبان شناسان نيست بلكه متن به مثابه‌ي هستي و پديده‌هاي عالم است.ساخت‌گرايان در هر پديده، عناصري مرتبط با يكديگر مشاهده مي‌كنند و در پي بررسي‌ قوانين حاكم بر اين روابط هستند.پيدا كردن ساخت‌ها در مواردي مانند قواعد خويشاوندي، اساطير، مناسك اجتماعي، هنرها، تغذيه و... هدف اصلي ساخت‌گرايان است.از ديدگاه ساخت‌گرايان پديده‌هاي انساني در حكم مجموعه عناصري هستند كه تحت تأثير قوانين حاكم بر آن پديده‌ها، با يكديگر در رابطه هستند.به عبارت ديگر وقوع پديده‌ها (پديده‌هاي انساني) از ساحت ناخودآگاه انسان( رويدادهايي كه به ظاهر فراموش شده‌اند اما ناخودآگاه در ذهن باقي مي‌مانند و زندگي فرد را تحت تأثير قرار مي‌دهند، علت‌هايي كه وجود دارند، اما آشكار نيستند.) نشئت مي‌گيرد و چون انسان در انجام اين امور آگاهانه عمل نمي كند با بررسي اين پديده‌ها (و حالت تكراري حاكم بر آن‌ها) مي‌توان قوانيني استخراج كرد كه در موارد مشابه هم صادق باشند. (استدلال استقرايي) به طور خلاصه ساخت‌گرايي يك نظريه‌ي روش شناختي است كه در آن مي‌توان هر مسأله‌اي را مورد بررسي قرار داد و قوانين حاكم بر آن مسائل را استخراج و از آن قوانين در جهت پيش‌بيني مسائل بهره جست.ساختار گرایان معتقدند ، بخش بزرگی از آگاهی های ذهن بشر به صورت نا خوداگاه است ، به دیگر سخن مفاهیمی در زندگی اقوام گذشته وجود داشته ، که در زندگی انسان معاصرهم وجود دارد وما از این مفاهیم بعنوان ((کهن الگوها )) یاد می کنیم . ساخت‌گرايي، نقدي بر فلسفه و انديشه مدرن بود كه در آن تمامي پديده‌هاي انساني از ديدگاه عقل بشر مورد بررسي قرار مي‌گرفت و نقش عوامل ناخودآگاه (مانند تأثيرات فرهنگ، قوميت و..) در بررسي آن پديده‌ها ناديده گرفته مي‌شد.از سوسور زبان شناس سويسي و استراوس (claude levistrauss – 1908- ) مردم شناس فرانسوي مي‌توان به عنوان نظريه پردازان اين مكتب نام برد.در نيمه‌ي اول قرن بيستم، از سوي ژان پل سارتر (1980 – 1905) فيلسوف فرانسوي فلسفه‌ي( اصالت وجود) (اگزيستانسياليسم) مطرح گرديد.سارتر معتقد بود هر فرد ماهيت خويش را شكل مي‌دهد، هيچ دو فرد يا پديده‌ي مشابهي وجود ندارد و بنابراين تجزيه و تحليل ساختي كه مبتني به روش استدلال استقرايي (كشف قوانين و نظم موجود در پديده از طريق مشاهده و بررسي تكرار آن‌ها) است مردود است.به اين ترتيب فلسفه اصالت وجود (به مثابه‌ي پايه مكتب ديكانستراكشن) نيز ريشه در هرمنوتيك و نحوه‌ي تفسير پديده‌ها دارد با اين تفاوت كه پيروان ساختارگرايي معمولاً متن مداراند، يعني به متن توجه مي‌كنند تا مؤلف آن ولي پيروان مكتب ديكانستراكشن مفسرمداراند، به اين مفهوم كه بيان مي‌دارند هر فردي (مفسري) مي‌تواند تفسيري متفاوت از يك متن واحد داشته باشد. يعني به تعداد افراد (مفسران) از يك متن، تفسير وجود دارد (كثرت معاني).مكتب فكري ديكانستراكشن كه اساس خود را از فلسفه‌ي اصالت وجود دارد توسط ژاك دريدا ( (Jaceques Derrida -1930 فيلسوف معاصر فرانسوي پايه‌گذاري شد .دريدا با ساختارگراها مخالف است و معتقد است چون فرهنگ و شيوه‌هاي قومي هر لحظه تغيير مي‌كنند، پس روش ساختارگراها كه مبتني بر مطالعه ی تكرارها است صحيح نيست.به عقيده دريدا يك متن هرگز مفهوم واقعي خودش را آشكار نمي‌كند و هر خواننده و يا هركس آن را قرائت مي‌كند (در اينجا مفسر)، مي‌تواند دريافت متفاوتي از قصد و هدف مؤلف آن داشته باشد. به عبارت ديگر يك متن معني واحدي ندارد و كثرت معاني (به تعداد مفسران) در مورد آن درست است پس چون تكرار و مشابهت در كليه متون وجود ندارد روش استقرايي ساختارگرايان مورد سوال است، به همين دليل در بينش ديكانستراكشن ما در يك دنياي چند معنايي زندگي مي‌كنيم.از نظر دريدا در تقابل‌هاي دوتايي چون روز و شب، زن و مرد، تقارن و عدم تقارن و... يكي بر ديگري ارجحيت ندارد. چون هر فرد مي‌تواند برداشتي متفاوت از معناي اين تقابل‌ها داشته باشد.به طور كلي در اين مكتب بيان مي‌شود كه هيچ تفسير نهايي از پديده‌ها وجود ندارد.نكته‌ي حائز اهميت آن است كه تعريف مشخصي از ديكانستراكشن وجود ندارد، زيرا هر تعريفي از آن مي‌تواند مغاير با خود ديكانستراكشن تفسير شود، چون هر فردي به طور مجزا مي‌تواند تفسيرهاي خودش را از يك تعريف داشته باشد.چون عده‌اي از خود ساختارگرايان با عقايد ساختارگرايانه به مخالفت برخاستند، و به ديكانستراكشن متمايل گرديدند از اين رو به مكتب ديكانستراكشن «پساساختارگرايي» نيز گفته مي‌شود.به طور خلاصه ساختارگرايان معتقدند :با استفاده از استدلال استقرايي و بررسي نظم پديده‌هاي مشابه و تكراري مي‌توان روابط پديده‌ها را كشف كرد و چون همه‌ي اعمال انسان از ضمير ناخودآگاه او شكل مي‌گيرد اين تكرار و نظم در پديده‌هاي انساني وجود دارد.ديكانستراكشن‌ها معتقدند:هر پديده و هر متني، ماهيت مستقل خود را دارد و هيچ دو فرد يا پديده‌ي مشابه و تكراري وجود ندارد. پس به تعداد مفسران يك متن، تفسير از آن متن وجود دارد و معاني يك متن متكثرند و در تقابل‌هاي دوتايي يك معني بر معني ديگر ارجحيت ندارد.بخش دوم- معماري ديكانستراكشن(ديكانستراكشن يعني ساختن ايده‌هاي ساخت‌ناپذير – پيتر آيزنمن) برپايه مكتب فكري ديكانستراكشن از سال 1998 و به طور دقيق‌تر از اوائل 1980 سبك معماري‌اي به نام ديكانستراكشن ابداع شد.نخستين بار توسط پيتر آيزنمن( -peter Eisen man – 1932 ( معمار آمريكايي، معماري ديكانستراكشن شكل يافت.اصول فكري اين مكتب مانند :- : تعدد و كثرت در معناها- : عدم ارجحيت در تقابل‌ها و دوگانگي‌هادر قالب ساختمان‌هايي كه به اين سبك ساخته شده‌اند، كالبد يافت.در گذشته و همچنين در معماري مدرن و پست مدرن آن چه كه حضور داشته تقارن، تناسب، وضوح، ثبات، مفيد بودن و سودمندي بوده است، در اين تقابل‌هاي دوتايي همواره يكي بر ديگري ارجحيت داشته است. اما آنچه مورد غفلت قرار گرفته عدم تقارن، عدم وضوح، ايهام، ابهام، بي‌ثباتي، فريب، زشتي و عدم سودمندي است.مطابق با اصول ديكانستراكشن، اين تقابل‌ها و دوگانگي‌ها مي‌بايست در ساحت معماري به نمايش گذاشته شود.همچنين برخلاف مدرنيست‌ها كه آينده را موردنظر داشتند و بر خلاف پست مدرنيست‌ها كه به گذشته توجه مي‌كردند، در انديشه معماران ديكانستراكشن شرايط امروز به اعتقاد آيزنمن ((اكنونيت)) «presentness» ملاك معماري است زيرا هر فردي اكنون (و بدون توجه به گذشته و آينده خود كه نمي‌توان نقش آن‌ها را در بينش فرد نفي كرد و در عين حال به دليل كثرت معاني در افراد نمي‌توان تشخيص داد چه بخشي از آن بينش به گذشته و يا آينده تعلق دارد «نه اين است و نه آن – هم اين است و هم آن» به معماري توجه مي‌كند).به عبارت ديگر از نظر معماران ديكانستراكشن، طرح ساختمان بايد منعكس كننده جهان متكثر كنوني باشد و به قرائت‌ها و تفسيرهاي مختلف از طرح اجازه بروز دهد.اگر ساده بگوييم و درست متوجه شده باشيم، معماري ديكانستراكشن بايد هم پاسخگوي بينش‌هاي آينده‌نگر و هم بينش‌هاي گذشته‌نگر باشد و همه‌ي سلايق را در زمان حال در نظر بگيرد؛ شايد به همين دليل باشد كه سبك ديكانستراكشن را از زير مجموعه‌هاي پست مدرنيسم مي‌دانند. (مكتبي كه به آينده و گذشته توأماً نگاه دارد و در ضمن كثرت گرايي از اصول پست مدرنيسم نيز محسوب مي‌شود.)در معماري ديكانستراكشن فرم‌ها تعميم داده مي‌شوند و تنها پس از آن است كه برنامه‌اي كاركردي ارائه می شود، به جاي اين كه فرم به دنبال كاركرد باشد، كاركرد تابع تغييرشكل مي‌شود بر خلاف مدرنيست‌ها كه مي‌گويند فرم تابع عملكرد است.در آثار معماران اين سبك، عدم تقارن، ابهام، ايهام، بي‌ثباتي، دوگانگي، چند معنايي و عدم سودمندي همتراز تقارن، وضوح، ثبات، پايداري، يك معنايي و سودمندي مطرح می شود. (اگر درست متوجه شده باشيم در اين سبك، به عنوان مثال هم احجام متقارن وجود دارند و هم احجام نامتقارن ولي آنچه مهم است آن است كه هر دوي اين تقابل‌ها وجود دارند و هر كدام به صورت احجام مستقل با ماهيت جدا به كار رفته‌اند)كاربرد مصالح متفاوت، ايجاد عدم تعادل در تركيب‌بندي نماي ساختمان از اصلي‌ترين ويژگي‌هاي معماري ديكانستراكشن تقليدي در ايران است.از معماران مشهور اين سبك مي‌توان به پيتر آيزنمن، فرانك گهري، زاهاحديد، رم كولهاس، برنارد چومي را نام برد

آب در طراحي باغ

آب در طراحي باغ
آب نما و استخر در باغ‌هاي ايران يكي از ضروري‌ترين عناصر ايجاد باغ بوده است. استخر باغ‌هاي قديمي داراي عمق زياد و چندين فواره بوده‌اند از جمله بزرگترین استخری که برای باغ شاهگلی تبریز در زمان آق قویونلوها و همچنین استخر باغ بزرگ هزار جريب كه در دوره صفويه در اصفهان احداث شد و پانصد فواره داشت.
در ايران باستان آب پيام‌آور روشنايي و پاكي به شمار مي‌رفت و از ارزش زيادي برخوردار بود. شايد به علت اينكه ايران كشوري كم‌آب بوده، اين مايع حياتي بين ايشان قدر و منزلتي والا داشته است. آب در نزد ايرانيان نه تنها براي رفع نيازها مورد استفاده قرار مي‌گرفته، بلكه از لحاظ معنوي و روحي نيز تاثير بسياري داشته است. آب با قابليت‌هاي مختلف خود مانند حيات، تازگي، درخشندگي، پاكيزگي، رونق و رواج روشنايي، سكون و آرامش و تحرك، احساس‌هاي متفاوت در روح و روان انسان گذارده است. به همين دليل همواره در مكان‌هايي كه ساخته دست بشر هستند، به صورت‌هاي مختلف براي خود جا باز كرده است. اين مساله در رابطه با مكان‌هايي مانند پارك يا باغ بيشتر چشمگير است. زيرا عنصر آب به عنوان يكي از زيباترين زمينه‌هاي ديد و يكي از موارد تكميلي فضاي سبز مورد استفاده قرار مي‌گيرد. البته در اين مكان‌ها وجود آب براي پاكيزگي محل و آبياري درختان و گل‌ها يا استفاده براي سرويس‌هاي بهداشتي، ضروري و پراهميت است.
در سده‌هاي گذشته ايرانيان باغ‌ها را بيشتر در زمين‌هاي شيب‌دار احداث مي‌كردند و با ايجاد پلكان در مسير آب، جريان ملايم آب، تند و پر سر و صدا مي‌شد.
اصلي‌ترين عاملي كه همواره به باغ‌هاي ايراني حيات مي‌بخشيد، آب جاري بود كه در چهارباغ‌ها،‌ جويبارها و جوي‌هاي كم‌شيب و مارپيچي به حركت در مي‌آمد و هواي باغ را مطبوع و دلپذير مي‌ساخت. در باغ‌هاي تزييني كه به حوض‌ها مي‌پيوست، جدول ها معمولا با سنگ و آجر ساخته مي‌شد. در كف آب‌نماها و بيشتر جاهايي كه آب در جريان بود، اغلب تخته سنگي با تراش سفيدرنگ يا با طرح‌هاي مختلف كار مي‌گذاشتند كه به موج آب، جلوه زيبايي دهد.
باغ‌هاي قديمي ايران اغلب در مناطق گرم و خشك و كم‌آب ساخته شده‌اند و دليل احداث آنها در چنين مناطقي، وجود چشمه‌هاي طبيعي و يا كاريز است. وسعت هر باغ بستگي به حجم و مقدار آب موجود براي آبياري آن دارد. باغ‌هاي شهرهاي خشك و كويري به علت گرمي هوا در تابستان، همواره اهميت خاصي داشته‌اند كه از آن جمله باغ‌هاي كاشان را مي‌توان نام برد. باغ فين كاشان كه از باغ‌هاي معروف دوره صفويه، زنديه، قاجاريه و هم‌چنين زمان ما است به علت وفور آب چشمه سليماني و حوض و استخر و فواره‌هاي فراوان و درختان كهنسال و عمارت‌هاي تاريخي، همواره جزو معرف ترين و پرجاذبه ترين باغ‌هاي كشور ما بوده است.
در باغ‌هاي ايراني، براي ايجاد محيطي آرام، خنك و پرسايه، چاره‌اي جز احداث جوي‌هاي آب در طول تمام باغ نبوده است و معمولا اين جوي‌ها در تقاطع‌ها به حوضچه تبديل مي‌شدند. آب از جوي‌ها كه اغلب از حوضخانه عمارت باغ آغاز و در فاصله‌هاي منظم با استفاده از شيب طبيعي زمين با تكرار آبشارها به داخل حوضچه‌ها روان مي‌شد.
آب‌نما كه از ضروري‌ترين عناصر ايجاد باغ محسوب مي‌شد، بيشتر در مقابل عمارت باغ احداث مي‌شد و بعد اصلي آن در جهت طول ساختمان و به شكل‌هاي مستطيل، مربع، چند ضلعي و دايره بود. گاهي در داخل عمارت‌هاي باغ‌هاي قديمي نيز آب‌نما ساخته مي‌شد كه در اصطلاح به آن محل، حوضخانه مي‌گفتند. ساكنان باغ در روزهاي گرم تابستان، به ويژه هنگام نيمروز، در كنار آب‌نما به آسايش مي‌پرداختند.
آب و روانشناسي
انسان مجموعه‌اي است پيچيده از روح و ذهن و جسم. همان‌گونه كه جسم آدمي به غذا نيازمند است، ذهن و روح او نيز طالب عناصري است كه به او آرامش ببخشد. در جامعه شهري كه ساختمان‌هاي بلند و خيابان‌ها و زندگي ماشيني همه جا را احاطه كرده است، جلوه‌هاي زيبايي و هنر، بهترين پناه براي روح خسته و آرامش‌طلب آدمي است.
امروزه در شهرها شاهد عناصري با بافت سخت مثل بتن و ... به جاي عناصر طبيعي (پوشش گياهي) هستيم. لذا بايد با به‌كارگيري عناصري كه بافت نرم دارند، گوشه عزلت و زيبايي فراهم كرد تا به روان انسان آرامش بخشيد. اين مكان‌ها مي‌توانند پارك‌ها و باغ‌هاي شهري باشند. آب يكي از اين عناصر به شمار مي‌رود و چه در حالت سكون و چه در حالت حركت نوازش‌دهنده روح انسان است. حركت و موسيقي آب، در جلوه‌گري بيشتر فضاي سبز نقشي در خور توجه دارد. مي‌توان آب را به صورت جويبار و چشمه براي نقاط آرام و بي سر و صدا و به صورت آبشار و فواره‌هاي بزرگ براي نقاط پرازدحام و شلوغ طراحي كرد.
آب و انعكاس
سطح آب ساكن، با انعكاس نور مانند آينه عمل مي‌كند و پديده هاي اطراف خود را با چرخش 180 درجه نمايش مي‌دهد،‌ هم‌چنين انعكاس پوشش گياهي در آب و تابش نور خورشيد روي گياهان آبزي موجود روي آب، تصوير زيبايي براي بيننده به وجود مي‌آورد. آب در حال حركت نيز منعكس‌كننده امواج نور در فضاست؛ مانند نوري كه از يك جويبار روان روي برگ درختان منعكس مي‌شود.
آب و تاثير آن در كاهش درجه حرارت و افزايش رطوبت:
آب در پارك‌ها و باغ‌ها به هر يك از صور مختلف، خود به نحوي در متعادل كردن درجه حرارت هوا،‌ تامين رطوبت نسبي براي گياهان و ايجاد طراوت، موثر است. مجموعه اين عوامل از يكنواختي و خشكي محيط مي‌كاهد.
طراحي آب در سبك‌هاي مختلف:
جذابيت آب از ديگر عناصر موجود در پارك بيشتر است. آب‌نما عنصري است كه اگر در پارك‌ها خوب و كامل طراحي شود. تركيب مناسبي ايجاد مي‌نمايد و اگر به طور صحيح مورد استفاده قرار نگيرد. باعث ضايع شدن شيوه طراحي خواهد شد. براي احتراز از بروز چنين مشكلاتي بايد با احتياط عمل كرد.آب‌نماها را مي‌توان به دو صورت منظم يا غيرمنظم طراحي كرد.
منظم (Formal) _ منظور از طراحي منظم، دادن شكل كاملا هندسي به آب‌نماها و آبراهه‌هاست. اين نوع آب‌نماها وقتي در يك چشم‌انداز كه به شيوه منظم طراحي شده است، قرار گيرند، بهترين نماي خود را نشان مي‌دهند. اشكال به حالت قرينه و كلاسيك به كار مي‌روند. چشمه‌ها و مجسمه‌ها شكل مشخصي دارند و مواد به كار رفته، سنگ و بتن‌هاي صاف و منظم است. البته از فايبرگلاس هم در اندازه‌هاي دلخواه و به فرم منظم مي‌توان استفاده كرد. آب‌نماهاي منظم وقتي كه داراي لبه برجسته باشند، جذابيت بيشتري دارند. چرا كه نشستن روي لبه برجسته استخر جالب است و از طرفي براي كودكان امنيت دارد. در باغ‌ها و پارك‌هاي كوچك شهري، بهتر است كه آب‌نما به شيوه منظم طراحي شود.
غيرمنظم (Informal) - آب‌نماهاي غيرمنظم مي‌تواند از اجسام قالب‌ريزي شده و ظروف با اشكال غيرهندسي و خيالي و يا سنتي ساخته يا به فرم آزاد با پيروي از آبگيرهاي طبيعي طراحي شود. در اين صورت آب‌نماها داراي گوشه‌هاي راست و ديوارهاي عمودي و حاشيه‌هاي منظم و دست‌ساز نيستند. يا دست كم در ظاهر اين طور به نظر مي‌آيند. براي ساخت آنها، بيشتر از سنگ و خاك و گياهان بومي استفاده مي‌شود. براي ايجاد آب‌نماهاي طبيعي بايد فضاي كافي وجود داشته باشد. پس از مشخص شدن سبك طراحي پارك، مساحت و فرم استفاده از آب (جاري - ساكن) تعيين مي‌شود. وسعت كل آب بستگي به مساحت پارك و شرايط اقليمي منطقه دارد.
در مناطقي كه آب و هواي خشك دارند، بايد پرش آب (فواره، آبشار) بيشتر باشد. در صورتي كه براي آب و هواي مرطوب، ريزش و پرش آب حتي‌الامكان بايد كمتر شود. در مناطقي مثل تهران بهتر است حدود 25درصد از مساحت كل پارك به آب و آب‌نماها اختصاص داده شود. برحسب شرايط، توپوگرافي زمين و هدف‌هايي كه از ايجاد آب‌نما وجود دارد، اشكال مختلفي از آن ساخته مي‌شود. شكل و تعيين محل آب‌نما خود بستگي به موقعيت زمين و هماهنگي با ديگر عوامل باغ‌، هم‌چنين سليقه و ابتكار طراح دارد.
استخر
استخر شنا در باغ‌هاي خصوصي احداث مي‌شود و در پارك‌هاي عمومي، استخرها نقش آب‌نما را دارند و در بعضي موارد، براي بازي از آنها استفاده مي‌شود. مانند استفاده از قايق‌هاي موتوري و پايي. اين‌گونه استخرها در اوايل قرن بيستم به شكل مستطيل، بيضي يا به اشكال هندسي منظم ساخته مي‌شدند. در قرن حاضر، در طرح اين‌گونه استخرها تجديدنظرهايي شده و اشكال هندسي نامنظم با خصوصيات بهاشتي بيشتر، تزيينات نوري و توليد امواج در آب‌، تفنن خاصي را به همراه آورده است. به طوركلي عمق استخرها برحسب موارد استفاده و سن استفاده‌كنندگان، متغير است. براي احداث استخر ابتدا مكان مناسبي در نظر گرفته مي‌شود. اين مكان بايد از هر نظر براي بازديدكنندگان جاذبه داشته باشد. علاوه بر آن روباز و آفتابگير و حتي‌المقدور كم‌شيب باشد.
آب‌نما
حوضچه‌ها يا حوض‌هاي كم‌عمق كه اغلب در آنها فواره‌هاي متعدد و چراغ‌هاي رنگين تعبيه مي‌شود به آب‌نما معروف هستند. عمق آنها تا 60 سانتي‌متر است و برحسب شكل و فرم طراحي شده، با مصالح ساختماني مختلف ساخته مي‌شوند. گاهي در كناره آنها از لكه‌هاي گل‌كاري يا جعبه‌هاي گل استفاده مي‌كنند. مي‌توان در داخل يا كنار آلاچيق‌ها آب نماهاي كوچكي احداث كرد.
چشمه
با استفاده از خصوصيات طبيعي، چشمه‌هايي را در پارك‌ها و باغ‌هايي كه به شيوه طبيعي و كلاسيك احداث شده‌اند، طراحي مي‌كنند. ايجاد چشمه‌هاي كوچك به طور مصنوعي به نحوي به لطافت و زيبايي فضاي پارك مي‌افزايد. در صورت امكان مسير و حركت آب را به صورت كانال‌هاي زيرزميني درمي‌آورند تا از يك نقطه به صورت مظهر ظاهر شود. حوضچه كوچكي نيز در كنار مظهر ايجاد مي‌كنند تا حالت طبيعي به چشمه بدهند. چشمه‌ها را بايد با توجه به انواع طبيعي آن، با جريان تند يا ملايم، با در نظر گرفتن وضع توپوگرافي زمين با سرعت كم يا زياد آب طراحي كرد.
بركه‌ها يا باغچه‌هاي آبي
احداث بركه بر تلطيف هواي پارك و زيبايي آن بسيار موثر است. بركه به اشكال منظم و غيرمنظم با اعماق مختلف در نزديكي منطقه جنگل‌كاري،‌ در وسط پارك يا در كنار سطوح گل‌كاري وسيع ساخته مي‌شود. براي اين منظور در قطعه موردنظر خاك‌برداري‌هايي با اعماق مختلف و اشكال نزديك به حالت طبيعي انجام مي‌دهند. براي تامين آب بركه از كانال‌هايي آب را به آن وارد مي‌كنند كه اين كانال‌ها مي‌توانند جنبه تزييني داشته باشند و به صورت آبشار و جويبار طراحي شوند. در بركه‌ها ضمن اينكه آب راكد است متحرك هم هست تا گياهان از موهبت طبيعي ساخته شده به دست بشر برخوردار شوند. گياهاني كه در داخل يا نزديك بركه كاشته مي‌شوند بايد با خطوط و گل‌هاي تزييني منطقه هماهنگي داشته باشند.
گياهان آبزي، با اشكال متنوع و رنگ سبز برگ‌هاي خود، مناظر زنده‌اي به باغچه‌هاي آبي داده و به آن حالت طبيعي مي‌دهند. مهم‌ترين خاصيتي كه گياهان آبزي در باغچه‌هاي آبي دارند، توليد اكسيژن و افزايش رطوبت هواست كه در خنك كردن هواي منطقه نقش مهمي دارد. گياهاني نظير آلاله آبي و نيلوفر آبي با برگ‌هاي خود سطح آب را مي‌پوشانند و ايجاد سايه مي‌كنند كه به خودي خود باعث مي‌شود آب در فصل تابستان زود گرم نشود.
آبشار و جويبار
آبشارها و جويبارهاي طبيعي هميشه براي مردم جذابيت خاصي داشته‌اند. امروز طراحان توانسته‌اند با الهام از زيبايي‌هاي طبيعي و از جمله آبشارها و جويبارها، در پارك‌ها و باغ‌ها گوشه‌هايي از طبيعت را تا حد امكان بيافرينند. ارزش وجودي آنها به جنبه‌هاي زيبايي‌شناسي آنها محدود نمي‌شود، بلكه در تلطيف هوا و مطبوع ساختن فضا موثرند. جويبار را مي‌توان طوري طراحي كرد كه دو عمل آبياري و حركت آب هم‌زمان انجام شود.
فواره‌هافواره تنها نمايشي از زيبايي آب نيست، بلكه در روزهاي خشك و گرم تابستان، رطوبت هوا را افزايش مي‌دهد و فضاي دلپذيري فراهم مي‌سازد. خلاف تصور همگان،‌ فواره‌ها الزاما مصرف‌كننده آب نيستند. مي‌توان به وسيله يك پمپ شناور، آب استخر يا حوضچه را به گردش درآورد. فواره‌ها به سه گروه اصلي تقسيم مي‌شوند:
1ـ فواره‌های پرتابی (Spray)
2ـ فواره‌های ریزشی (Spill)
3ـ فواره‌های جهنده (Splash)
در مناطقي كه در معرض وزش باد قرار دارند، استفاده از فواره‌هاي كوتاه و نيرومند مناسب‌تر است. ارتفاع فواره‌ها نبايد بيش از فاصله منبع فواره تا لبه استخر باشد. بر پايه يك قانون تجربي، قطر استخر يا حوضچه آب، بايد دست كم دو برابر ارتفاع آب فواره باشد. اگر سر فواره‌ها پايين‌تر از سطح آب تعبيه شود، زيبايي بيشتري دارد. مگر اينكه از اشكال و مجسمه‌هاي خاصي براي ايجاد فواره استفاده شود.
براي نمايش فواره‌ها در شب از چراغ‌هايي در زير محل ريزش آب استفاده مي‌كنند كه بايستي با اصول نورپردازي در آب مطابقت داشته باشد. تابش نور از پايين به بالا و تنظيم ميزان آن، باعث انعكاس حركات آب در محوطه اطراف و روي شاخ و برگ گياهان مي‌شود و زيبايي خاصي به محيط مي‌بخشد. در صورت وجود گياهان آبزي يا ماهي در استخر، بايد در نصب فواره‌ها دقت شود. براي نيلوفرهاي آبي تلاطم سنگين آب مضر خواهد بود. اما اكسيژن فراوان حاصل از آب فواره‌هاي بلند براي ماهي‌ها مفيد و مطلوب است.

ورودي عامل حياتي در معماري درونگرا(چند نمونه ورودي در باغ هاي ايراني)

در طراحی فضای ورودی هر یک از انواع بناها، اهداف و اصولی متناسب با آن بنا
از جمله: حفظ محرمیت خانواده، ورود با خضوع، ورود به تدریج، آسانی دسترسی به فضای داخلی یا دشواری در آن، شاخص و خوانا بودن بنا در سیمای شهر، ایجاد پیوند بین بناهای بزرگ و عمومی با فضاهای شهری ، در نظرگرفته می شد.

درباغ هایی که دارای طراحی معمارانه و مناسب بودند، فضای ورودی باغ دارای جزء- فضاها و عناصری کمابیش همانند مدارس یعنی دارای جلوخان پیش طاق، درگاه، هشتی و دالان بود و مسیر حرکت در آنها در مواردی در امتداد غیر مستقیم بود.

اجزای تشکیل دهنده: جلوخان / پیش طاق / درگاه / هشتی / دالان/ ایوان/ ساباط/ رواق

برخی عناصر: در / کوبه و حلقه / آستانه / سکو / سردر / منار / روزن / حوض (داخل هشتی(

اصول ترکیب کالبدی:

1_اصل سلسله مراتب
2_
اصل محور
3_
اصل تقارن


موقعیت ورودی: نزدیک یکی از گوشه ها / روی محور تقارن / روی دو محور تقارن / در گوشه / در نقاط مختلف

شکل مسیر دسترسی به فضای درونی:

1_
مستقیم
2_
غیر مستقیم
3_مارپیچ

مقیاس نما :
1_مقیاس انسانی

2_
مقیاس فوق انسانی

شکل ترکیب نما:
1_
کشیده (پهن)
2_بلند( مرتفع)

3_متوسط

تزئینات نما: آجرکاری، کاشیکاری، گچبری، حجاری
طرح: سنتی – نیمه سنتی – جدید

تعداد نما ها (بیرونی و درونی)
فضاهای
ورودی بناهای درونگرا دارای دو نما هستند. نخست نمایی که از بیرون دیده می شود و دوم نمایی که از درون مشاهده می گردد. در ورودی باغ ها نیز به دلیل اهمیت وجه داخلی ورودی و تاثیری که در نمای عمومی باغ دارد معمولا وجه داخلی نیز طراحی می شده است.

کارکردهای اصلی ورودی:

ارتباط و اتصال بین درون و بیرون
نظارت بر ارتباط

کارکردهای فرعی ورودی:
تجمع – بدرقه و استقبال – محل کتیبه و وقفنامه و فرمان

اهداف جنبی ترکیب اجزای ورودی:
حفظ محرمیت و امنیت / ورود با خضوع و طمانینه / شکل مسیر غیر مستقیم / ورود به تدریج / جلب توجه / دعوت کنندگی و گشودگی

نارنجستان قَوام:
سردر
ورودی در ضلع جنوبی قرار داشته و به یک هشتی باز میگردد و از طریق دو راهرو قرینه به حیاط راه میابد. بنای ضلع جنوبی شامل دو ایوان ستوندار و اتاقهایی است که محل استقرار خدمه بوده‌است. سردر ورودی دارای تزئینات آجرکاری زیبایی است. بر پیشانی سردر ورودی کتیبه ای از سنگ مرمر سرخ فام شامل آیاتی از قرآن است. تاریخ بالای سردر سال 1305 هجری قمری را نشان می دهد که همزمان با پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار است. پشت دالان رو به حیاط مقداری کاشی کاری هفت رنگ دارد که شامل گل و بته و پرندگان است و عکس سه نفر با لباس های محلی نشان داده شده است.
بر
روی سنگ ازاره درگاه، نقش دو سرباز دوره قاجاریه در حالی که تفنگی در دست دارند حجاری شده است. و در پیش طاق دو سکو وجود دارد. در ورودی از چوب ساج تهیه شده و برروی آن منبت کاری های زیبایی انجام گرفته است. سقف هشتی دارای آجر کاری و کاشی کاری و مقرنس سازی گچی است.
سمت راست ورودی اصلی ورودی کوچک دیگری نیز دیده می شود که احتمالا ورودی خدمه بوده است و دسترسی آن مستقیم به فضای جانبی خدمه است.

باغ ارم:

ناحیه مزبور در شمال شرقی شهر واقع شده بود. هنگامی که شخصی از در آهنی وارد باغ می گردید، خیابان بسیار عریضی به چشم می خورد که به مدخل باغ شاه منتهی می شد خود باغ در حدود سیصد متر درازا و 30 متر پهنا داشت و محور طویل آن خیابانی به پهنای شش متر و درازای حدود دویست متر بود.در حال حاضر یک ورودی در شمال باغ فعال است ولی به نظر می رسد ورودی که در قسمت جنوبی باغ واقع است همان ورودی باشد که در کتاب دونالد ویلبر توصیف شده است. هرجند دارای المان ها ی معمول ورودی مانند هشتی و دالان نمی باشد. تزئینات جبهه خارجی آن توسط تركيب آجر و کاشی به طرز ظریف و زیبایی انجام شده است و جبهه داخلی ورودی بدون تزئینات می باشد.

ارگ كريم خان

باغ گلشن(عفيف آباد)

در ورودی اصلی باغ رو به شمال است. قوام الملک در ورودی یک مسیر بیضی اتومبیل رو ایجاد کرد که تا جلوی پله ورودی ساختمان می آمده است.

از روی پلان دونالد ویلبر احتمال وجود یک ورودی دیگر نیز در ضلع جنوبی وجود دارد که اکنون اثری از آن باقی نمانده است.
در
شمالی شامل دالان مسقف و پهنی است که از دو طرف در محافظت اتاق هایی قرار دارد که به نظر می آید محل اسکان خدمه و یا نگهبان بوده است. حیاطی کوچک در جلوی ایو اتاق ها توسط دیواری منحنی شکل از محوطه اصلی باغ جدا شده است. این دیوار منحنی با باز کردن دید شخصی که در ورودی استاده است منظره دلانگیز باغ را کامل تر نشان می دهد و به عظمت باغ می افزاید.





باغ جهان نما:

اکنون این باغ باز سازی شده است و ورودی فعال کنونی یکی از ورودی های فرعی بوده است که بر روی پلان قدیمی مشخص هستند. به نظر می رسد ورودی اصلی بنای باقی مانده ای است در ضلع شمالی باغ.



بادگير نماد معماري ايراني

بادگیر، یک روش ابداعی ایرانی برای ایجاد فضای خنک در داخل منازل گرم کویری است . این دستگاه تهویه مطبوع ، سالیان درازی از روزگاران دور ، فضای زندگی مردم ایران را قابل تحمل کرده است . بادگیرها معمولاً برجکهای کوچکی به صورت چهارضلعی یا چند ضلعیهای منتظمند که ساختار مثلث در آنها به هیچ وجه دیده نمیشود.

ساختار

بادگیر تشکیل شده است از برجکی تقریباً مرتفع‏تر از جاهای دیگر خانه در روی بام. عموماً بادگیرها بر روی قسمتی از خانه های کویری به نام حوضخانه بنا میشدهاند. حوضخانه ایوانی کوچک بوده است که در انتهای اتاقهای تابستانی هر عمارت قرار داشته است اتاقهای تابستانی تشکیل شدهاند از اتاقهایی با ابعاد بزرگ و درهای زیاد ــ گاهی اوقات تا ۵ در ــ به دلیل جریان یافتن هوا در آنها که در انتهای آنها حوضخانه بود. حوضخانه به شکل فضای رابط میان حیاط خانه و اتاقهای تابستانی است. در میان این فضا، حوض کوچکی بود و دلیل نامگذاری این فضا نیز به علت وجود این حوض در میان این فضا بود. بادگیرها دقیقاً در بالای این حوض قرار دارند، ولی از طریق منافذی که دارند جریان هوا را به روی آب حوض هدایت میکنند.

بادگیر معمولاً چهارگوش است و در دیوارهای چهارگانهٔ آن چند سوراخ تعبیه شده‌است. درون بادگیر با تیغه‌ها و جدارهایی که از خشت یا چوب و خشت ساخته شده‌است، به چند بخش تقسیم می‌شود.چگونگی کارکرد بادگیر

کارکرد

بادگیر به صورت تزئینی با آجرهای نقشدار آراسته میشد.بادگیرها دارای منفذهای ورودی به صورت قوسهای زیبایی بودهاند. نحوهٔ کارکرد بادگیرها به صورت کولرهای آبی امروز کار می‏کرده‏اند، به این صورت که باد از منافذ بادگیر به آن وارد شده و به صورت مجمع به روی حوض آب هدایت می‌شد، پس از برخورد بر روی آب حوض عمل تبخیر انجام می‌گرفت. عمل تبخیر عملی است گرماگیر که موجب سرد شدن باد وارد شده از دهانه بادگیر می‌شده است و سپس باد سرد وارد اتاقهای تابستانی شده و باعث سرد شدن هوای درون اتاقها می‌شده است. در بعضی از عمارتهای قدیمی که متعلق به افراد ثروتمند بود، حوضخانه فضای دربسته‌ای بود و اتاقهای تابستانی منافذ و دالانهایی داشت ــ مانند کانالهای کولر ــ که باد خنک از این دالانها وارد اتاقهای خانه می‌شد و این امر در صورتی بود که اتاقهای تابستانی تعدد داشت. از استفاده‌های دیگر بادگیرها به عنوان سردکردن فضای سرداب برای نگهداری موادغذایی و نیز خنک نگهداشتن آبِ آب انبارها بود. بیشترین تعداد بادگیرها را در دشتهای خشک و سوزان کاشان، یزد، جهرم، طبس، اروند و کرانه‏های خلیج فارس می‏توان مشاهده کرد . در ساخت بادگیرها از توانایی‏های معماری ایرانی به خوبی بهره گرفته شده؛ به گونه‏ای که بادگیرها علاوه بر آن که اهداف زیست محیطی را برآورده می‏کنند، جزیی از ساختمان‏های زیبای چشمگیر نیز به شمار می‏آیند.رهگذران با عبور از کوچه‏های شهر، با تماشای بادگیرهای متنوع، از لذت بینایی نیز بهره می‏گیرند.

بادگير باغ دولت آباد يزد

بادگیر و ایران

بادگیر از مظاهر و سمبلهای تمدن ایرانی است دقیقا معلوم نیست اولین بادگیر در کدام شهر ایران ساخته شده ولی سفرنامه نویسان قرون وسطی بیشتر از بادگیرهای شهرهای کویری و گرم و خشک مانند یزد و گناباد و طبس، کرمان، بم و زاهدان نام برده‌اند

انواع بادگیر

نوع اول:

بادگیرها
از لحاظ شکل بیرونی چند دسته هستنند. ساده ترین نوع بادگیر یک جناحی است وئ بسیار کوچک و محقر بر فراز محفظه ای مانند سوراخ بخاری در پشت بام ساخته می شود در این روش برای پرهیز از گزند گرد بادها و توفانهای سهمگین، بادگیر را فقط در جهت بادها ی خنک و نسیم های مطبوع می سازند جبهه های دیگر آن را می بندند .
در برخی موارد بادگیرها ی یک طرفه را پشت به
بادها ی شدید و آزار دهنده می سازند و در واقع این بادگیر عملکرد تهویه و تخلیه هوا را انجام می دهد.ابعاد آن نسبت به سایر انواع کوچکتر وشکل آن اولیه تر است این مسیر مورب ( که در بالای بام دیده می شود) پس از اتصال به کانال عمودی داخل دیوار و پنجره خروجی داخل ساختمان مانند بخاری در یک ظلع اتاق قرار می گیرد وتهویه را انجام می دهد. این نمنه بیشتر در مناطق سیستان وقسمتی از شهر ها ی بم دیده می شود.

نوع دوم:


نوع
دو طرفه که دارای دو وجه روبرو یکدیگر و با پنجره های بلند و باریک بدون حفاظ ساخته می شود ودر قسمت داخلی ساختمان به شکل یک یا دو حفره در طاقچه دیده می شود این نمونه در سیرجان و به ندرت در کرمان دیده می شود

نوع سوم:

سه جناحی است و دو نوع دارد، سه جناحی متصل و سه جناحی منفصل (اشکم دریده
(
در این نمونه میتوان به تفکیک از یک یا دو یا سه جبهه استفاده کرد البته استفاده از این نوع بادگیر نادر است
.

نوع چهارم:

باد گیرها ی چهار طرفه است که به شکل کامل و مفصل تر از انواع دیگر ساخته شده اند، و معمولاٌ داخل کانالها ی آن با تیقه ها یی از آجر یا چوب یا گچ به چند قسمت تقسیم می شوند و بعضی از نمونه ها در زیر کانال بادگیر حوض به نسبت بزرگ و زیبایی می ساخته اند که هوای خشک و دارای گردو غبار پس از برخورد با آب با جذب رطوبت خنک و گرد غبار آن جدا و هوای اتاق ( حوض خانه در گرمای تابستان بسیار مطبوع می شده است(
در مناطقی که امکان ایجاد
حوض خانه در طبقه همکف وجود نداشته است آب قنات را در زیر زمین جاری و نمایان می کردند و اتداد کانال بادگیر نیز تا روی این جریان آب ادامه می یافته است.
این فضاها ( سرد آب ها) محل تجمع اهالی خانه در بعد از ظهرهای تابستان بوده است

نوع پنجم:

این نمونه در یزد ، کرمان و بوشهر و... دیده می شود در شهرستان یزد و برخی از قسمتها ی مرکز ایران بادگیرهای چند وجهی ( معمولاٌ هشت وجهی و حتی گاهی مدور) معمول است که نوع پنجم بادگیرها را تشکیل می دهند


نوع ششم:

بادگیر چپقی نوع ششم بادگیر است که به جای فضای مکعبی شکل خارجی، سازنده از ایجاد چند لوله ی خم دار( زانو مانند) برای حجم خارجی بادگیر استفاده کرده است، اما کانالها و قسمتها ی داخلی مانند نمونه های چند طرفه است این نوع بادگیر تنها در سیرجان دیده شده است.
نما سازی بادگیر خود از ویژگیهای خاصی برخوردار است و در نهایت ظرافت به وسیله ی آجر کاری و یا گچ بری ساخته می شود.

بادگیر چپقی سیرجان

در شهر یزد تمامی بادگیر‌ها مرتفع و چهار طرفه یا هشت طرفه هستند. ولی برعکس در شهر میبد که در ۵۰ کیلومتری غرب شهر یزد است، بادگیر‌ها کوتاه و یک طرفه هستند. این امر بدین خاطر است که در میبد، باد‌های کویری، توام با گرد و غبار از سمت کویر می‌وزد و اهالی مجبورند که بادگیر‌های خود را پشت به این باد و در جهت باد مطلوب بسازند. ولی در یزد، چون بین دو رشته کوه قرار گرفته، باد‌های کویری کمتر جریان دارد و می‌توان بادگیر‌های مرتفع چند طرفه احداث نمود.

بادگير آب انبار نايين

برخی از بادگیرهای مشهور عبارتند از: بادگیر عمارت بروجردیها در کاشان، بادگیر عمارت عباسیون)عباسیها) درکاشان، این بادگیر پائین تر از سطح حیاط بود، بادگیر عمارت طباطبایی در کاشان، بادگیر عمارت دولت‏آباد در یزد که با ارتفاع ۱۸ متر بلندترین بادگیر موجود است. بادگیرهای آب انبار شش بادگیری در یزد که همانطور که از نام آنها پیداست ۶ عدد میباشد.عمارت بادگیر، نگین مجموعه کاخ گلستان، بنایی متعلق به دوران سلطنت فتحعلی شاه که در ضلع جنوبی باغ گلستان ساخته شد و در زمان ناصرالدین شاه با تصرفات عمده‏ای که در آن انجام گرفت به شکل امروزی درآمد. وجه تسمیه این بنا به علت وجود برجهای بادگیر به منظور تولید هوای خنک، مطبوع و انتقال آن به داخل عمارت حوضخانه و تالار اصلی بوده است. در زیر تالار و عمارت مزبور حوضخانه وسیعی وجود دارد که چهار بادگیر بلند پوشیده از کاشی‏های معرق، آبی، زرد و سیاه با قبه‏های زرین در چهار گوشه آن باعث خنک شدن هوای حوضخانه، تالار و اطاقها می‏شود.


منبع:سايتhttp://memary88.blogfa.com/post-83.aspx



پلان بهینه سازی-ثانویه

پلان بهینه سازی- اولیه

كعبه زرتشت

کعبه زرتشت






بنايي با معماري‌ خاصي در «نقش رستم» وجود دارد كه از زمان حمله اعراب به ايران به اشتباه، نام «كعبه زرتشت» را به آن دادند، چون كاربرد واقعي آن را نمي‌دانستند. آن زمان فكر مي‌كردند كه هر ديني بايد براي خود بُتكده يا عبادتگاهي داشته باشد، براي همين فكر كردند اين بنا هم مركزيت يا كعبه زرتشتيان است.

در ديوار داخل اين ساختمان لغت «کعبه» حکاکي شده است. در کتاب‌هاي زرتشتي آمده است که حضرت زرتشت «زاراتشترا» در اين محل، نيايش مي‌کرده است. اعراب، لغت کعبه را از پارسي پهلوي گرفتند. همان‌طور که در زمان داريوش کبير به كشور «عمان» امروزي «مکه» مي‌گفتند؛ بنابراين كلمه مكه نيز فارسي است.

در محاسبه روز نوروز در کتب زرتشتي نوشته شده است که زرتشت در اين رصدخانه، محل شروع نوروز را محاسبه کرد. نوروز در روز اول فروردين از محلي شروع مي‌شود که اولين اشعه آفتاب در آنجا بتابد. بر اساس برآورد گاهنامه زرتشت، هر 700 سال يک‌بار نوروز از ايران شروع مي‌شود. آخرين‌باري که نوروز از ايران شروع شد، 300 سال پيش بود. در سال 1387، نوروز از پاريس و بروکسل و در سال 1388 ار تورنتو و نيويورک شروع شد. سال آينده هم نوروز از محلي بين آلاسکا و هاوايي شروع خواهد شد.

از زمان حمله اعراب به ايران تا به امروز، يعني قرن بيست و يكم ميلادي، كاربرد و تعريف اين بنا كشف نشده بود. خوشبختانه پژوهشگر ايراني «رضا مرادي غياث‌آبادي» كه تحقيقات فراواني در زمينه ايران باستان داشته است، نتيجه كشف خود را در كتابي به نام «نظام گاهشماري در چارطاقي‌هاي ايران» توسط انتشارات «نويد شيراز» به چاپ رسانده و راز اين بنا را منتشر كرده است.


تا امروز حدث مي‌زدند كاربرد اين بنا، محل نگهداري كتاب اوستا و اسناد حكومتي يا محل گنجينه دربار و يا آتشكده معبد بوده است. اما غياث‌آبادي با تحقيقات خود ثابت كرد اين بنا با مقايسه با تمامي بناهاي گاهشماري (تقويم) آفتابي در سرتاسر جهان، پيشرفته‌ترين، دقيق‌ترين، و بهترين بناي گاهشماري آفتابي جهان است. اين در حالي است كه تا قبل از اين بنا هم «چارطاقي‌ها» در نقاط مختلف ايران احداث شده بودند و همين وظيفه را با شيوه‌اي بسيار ساده اما دقيق و حرفه‌اي بر عهده داشتند.

تمامي بناهاي گاهشماري آفتابي در جهان فقط مي‌توانند روزهاي خاصي از سال (مانند روزهاي سرفصل) را مشخص كنند و حتي با سال خورشيدي هم تنظيم نيستند. اما اين بنا با دقت و علمي كه در ساخت آن اجرا شده، قادر است بسياري از جزئيات روزهاي مختلف سال و ماه‌ها را مشخص كند. زرتشتيان با استفاده از اين بنا مي‌توانستند بسياري از مناسبت‌ها و جشن‌هاي سال را روز به روز دنبال كنند و از زمان دقيق آنها آگاه شوند.

بسياري از بناهاي چارطاقي در سطح كشور (به تصور آتشكده) يا به طور كامل تخريب شده و يا تغيير كاربري داده شده است. ولي خوشبختانه تعدادي هم مانند چارطاقي «نياسر» و چارطاقي «تفرش»، سالم مانده و براي ما و نسل‌هاي بعدي باقي مانده‌اند.


متأسفانه بناي «كعبه زرتشت» با آن كه تقريباً سالم باقي مانده است به ثبت ميراث جهاني سازمان ملل نرسيده است! حتي سازمان ميراث فرهنگي هم اين بنا را همراه بناهاي عجايب هفتگانه جديد (كه برج ايفل هم يكي از كانديداها بود) پيشنهاد نداد! حتي با كشف راز اين بنا هم هيچ‌گونه انعكاس و جنجالي به پا نشد!

اين بنا، يك گاهشمار تمام سنگي ثابت در جهان است كه بايد سازندگان آن از بسياري از نكات علميِ جغرافيايي، نجومي، سال كبيسه، انحراف كره زمين نسبت به مدار خورشيد، تفاوت قطب مغناطيسي با قطب جغرافيايي، مسير گردش زمين به دور خورشيد و... را در 2500 تا 3000 سال پيش، در دوران حكومت هخامنشيان آگاهي مي‌بودند. حال آنكه خيلي از آنها را مانند كروي بودن كره زمين و گردش زمين به دور خورشيد را در چهارصد سال اخير در اروپا كشف كردند و به نام خودشان ثبت کردند!!!




۱۳۸۹ آذر ۵, جمعه

خانه بروجردی های کاشان


معمار : استاد حسین حسینی

سال ساخت : ۱۲۹۲ تا ۱۳۱۰ هجری

سبک (دوره): اصفهانی

محل دقیق : کاشان

خانه بروجردیها ، مجموعه ساختمانی زیبا و باشکوه در جنوب شرقیِ شهر کاشان . این بنا را، که از نظر خصوصیات محلّی و عناصر معماری و تزیینات داخلی از اهمیّت فوق العاده ای برخوردار است ، معمار استاد حسین حسینی برای سکونت یکی از بازرگانان کاشان به نام حاج سیدجعفر نطنزی ساخته است . آغاز احداث بنا در ۱۲۹۲ و پایان آن ۱۳۱۰ بوده است .می گویند احتمالا به دلیل علاقه این بازرگان به شهر بروجرد این ساختمان به خانة بروجردیها معروف شده است (فرخ یار، ص ۴۷). این بنا در اواخر سلطنت پهلوی بر اثر بی توجهّیِ ساکنان آن رو به انهدام می رفت ، اما پس از ثبت در فهرست آثار تاریخی تعمیر و بازسازی شد و اینک کاربرد فرهنگی ـ اداری دارد.

خانة بروجردیها در زمینی به مساحت تقریبی ۷۰۰ ، ۱ مترمربع ساخته شده و مشتمل است بر دو ورودی اصلی و فرعی ، هشتی ، راهرو، حیاط ، تابستان نشین ، زمستان نشین ، آشپزخانه ، حیاطهای سرپوشیده در اطراف ، و زیرزمینی وسیع .

ورودی اصلی در شمال ساختمان واقع شده و، بویژه به سبب نحوة اتصالی که میان خانه و کوچه پدید آورده ، به شکوه ساختمان افزوده است . دیوارهای آن تا ارتفاع معینی تنها با گچ پوشیده شده و ساده است ، اما سقف آن تزییناتی برجسته دارد. در دیوارهای ورودی سکّه هایی تعبیه شده که با مقرنس کاری گچی به طاق نمای اصلی سقف متصل می شود. ورودی از طریق در چوبیِ بزرگی با کنده کاریها و گُلْ میخهای متعدد و دو کوبه که بر پاشنة سنگی می چرخد، به هشتی راه می یابد. هشتی پس از ورودی اصلی است و گنبدی آراسته به کاربندیهای بسیار زیبا دارد که در مرکز آن نورگیری تعبیه شده و از طریق دری مشابه درِ اصلی ، که روبروی آن قرار گرفته ، به حیاط راه می یابد. بیش از نیمی از مساحت زمین به حیاط اختصاص دارد. معبر ورودی حیاط دالانی است غلام نشین ، با تزییناتی چندضلعی و هلالی ، و راهروی پیچ دار با سقفی که در آن نورگیرهایی تعبیه شده است . در وسط محور طولی حیاط حوض بزرگی با سنگ سیاه تراش خورده و پاشوهایی در اطراف قرار دارد که آب آن از قنات نصرآباد تأمین می شده است . در جانب چپ و راست حوض نیز چهار باغچه به چشم می خورد.تابستان نشین ، که مهمترین و اصلیترین بخش خانة بروجردیهاست ، مقابل ورودی اصلی و پشت به قبله واقع شده است ، و قوس بزرگِ نمای آن که در تمام خانه های اعیانی قدیمی کاشان دیده می شود، احتمالاً تقلیدی است از طرح مثلّث در نمای معماری اروپایی که تحت تأثیر معماری ایرانی به صورت منحنی در آمده است . در داخل محدودة قوس ، گچبریهای برجسته ، متأثر از تزیینات روسی مانند سماور و قوری ، به چشم می خورد. تابستان نشین شامل دو اتاق ، تالار اصلی ، دو سرپوشیدة فرعی ، یک سرپوشیدة اصلی ، دو گوشواره ، یک شاه نشین و تالار طَنَبی است . در مرکز آن ، گنبدی با نورگیرهای زیبا و تزیینات مقرنس کاری قرار دارد. ایوان اصلی در محور تقارن تابستان نشین ، پس از حیاط عامل دوم در تقسیم فضا و برای استفادة ساکنان در فصل گرما است . در دو جانب ایوان و تالار طنبی راهروهای ورودی و اتاقهای نشیمن قرار گرفته اند که چشمگیرترین آثار تزیینی در همین قسمت به کار رفته است .

زمستان نشین ، در شمال مجاور راهرو ورودی و مشتمل بر یک اتاق ، یک شاه نشینِ پنج در با گچبریهای زیبا و ایوانی وسیع و آفتابگیر است . در قسمت شرق مشتمل بر سه اتاقِ سه در در حدّفاصل زمستان نشین و تابستان نشین است که از راهروهایی مشترک به یکدیگر راه می یابند. سقف اتاقها مسطح و فاقد تزیینات است . قسمت غربیِ زمستان نشین نیز با دو اتاق کوچک به همراه فضایی سرپوشیده ، قسمت شمالی و جنوبی بنا را به هم می پیوندد. آشپزخانة وسیع با طاقچه ها و صندوقخانه و انباری در شمال و سمت راست مجموعه واقع است و از راهروی باریک بدان راه می یابند. از زیرزمین که در زیرِ سه بخش شمالی و جنوبی و غربی قرار دارد، بیشتر به عنوان سرداب و انبار و فضای خدماتی استفاده می شده است.
سازندگان این بنا در تزیین سقفها و دیوارها با استفاده از ترکیب خاک رس نرم و کاه الک کرده و کاهگل اُخری ‘ دقت و
ظرافت بسیاری به خرج داده اند. در دیوار شاه نشین ، تصاویری از شاهان قاجار، به شیوه ای متأثر از نقاشی اروپایی ، ترسیم شده است . روی بعضی دیوارها مناظری با رنگ آبی کشیده اند که هیچکدام اصالت ایرانی ندارند، لباس اشخاص کاملاً اروپایی است . با این حال ، قدرت و نفوذ معماری ایرانی ، بویژه در قسمت جنوبی بنا، تزیینات قسمتهای دیگر را تحت الشعاع قرار داده است.

خانه طباطبایی های کاشان





معمار : استاد علی مریم

سال ساخت : ۱۲۵۰هجری قمری

سبک (دوره): اصفهانی

محل دقیق : کاشان

بوی معطر خاک و زیبایی خانه های قدیمی کاشان، طراوت باغ تاریخی فین، بازار تاریخی بزرگ و شلوغ که روزگاری گذرگاه کاروان های عبوری جاده ابریشم بوده و صدها بنای تاریخی و امامزاده و… ازجمله جاذبه هایی است که هرکسی را به سوی کاشان می کشاند تا از هزارتوی خود هنر معماران این شهر را به رخ او بکشد.
برای یافتن راز و رمزهای این معماری خیابان ها را یکی یکی پشت سر گذاشته و از میدان کمال الملک و خیابان علوی پابه محله سلطان امیر احمد می گذارم؛ جایی که گنبدزیبا و فیروزه ای رنگ امامزاده سلطان امیراحمد، نخستین چیزی است که چشم را به سوی خود می کشد. در آستانه ورودی صحن امامزاده و در سمت راست، کوچه کم عمقی است با دیوارهای پوشیده از کاه و گل که انتهای آن به دری چوبی ختم می شود. بربالای آن در بر صفحه کوچکی نگاشته اند: خانه تاریخی طباطبایی.
همین که به درون هشتی خانه پامی گذارم، نسیمی خنک و مطبوع، صورتم را نوازش می دهد و مرا به درون خانه می کشاند. از راه پله پیش رویم ۲۰ پله ای پایین می روم تا به حیاط زیبا و وسیع خانه برسم. حیاطی که زیبایی خیره کننده اش لحظه ای مرا بر جای خود میخکوب می کند. حوض زیبا و بزرگی از یک سو تا سوی دیگر حیاط کشیده شده و ماهیان قرمز بازیگوش درون آب زلال آن یکدیگر را دنبال می کنند. در ۲ سوی حوض بزرگ، ۶ باغچه هشت ضلعی پر از گل های زیبا، طراوت حیاط را صدچندان می کند.
کنار حوض می نشینم و آبی به صورت می زنم و درحالی که زیبایی حیاط و عمارت های مجاور آن مرا مسحور خود کرده، بر دستان هنرمند معماران بزرگ کویر، آفرین و دست مریزاد می گویم؛ معمارانی که هنرمندانه و عالمانه، آب و خاک و عشق را درهم آمیخته و این آمیزه را با آموزه های دینی و ارزشی خود جلاداده و مجموعه ای زیبا و بهشتی آفریده اند.

یکی از زیباترین و دیدنی ترین بناهای تاریخی کاشان، خانه طباطبایی هاست که در محله سلطان امیر احمد در بافت قدیم کاشان واقع شده است. این خانه که از شاهکارهای هنر معماری قدیم به شمار می رود به وسیله مرحوم سیدجعفر طباطبایی – از تجار معروف فرش آن زمان – در سال ۱۲۵۰هجری قمری ساخته شده است.

معمار، طراح و سازنده این خانه استاد علی مریم از معماران برجسته دوره قاجار در کاشان بوده که با بهره گیری از تجارب معماران گذشته و با تکیه بر نبوغ ذاتی و قدرت خلاقیت و ابتکار خود، بنای این خانه را در ۱۰ سال به سرانجام رسانده است. خانه بروجردی ها و تیمچه امین الدوله در بازار کاشان از دیگر شاهکارهای اثر دست این استاد هنرمند معمار است. خانه طباطبایی ها همچون دیگر بناهای تاریخی آن زمان برخوردار از تزئینات مجلل و باشکوه، اصالت معماری و طراحی متناسب با فرهنگ و اقلیم خاص منطقه است. نقاشی های خانه و طراحی گچبری آن با نظارت مرحوم ابوالحسن غفاری ملقب به صنیع الملک از نقاشان بزرگ دوره قاجار و عموی کمال الملک به انجام رسیده است.
مجموعه خانه طباطبایی ها مشتمل بر ۳ بخش اندرونی بیرونی و بخش مخصوص خدمه است که ضلع شمالی آن به عمارت اندرونی خانه اختصاص داده شده است که صاحب خانه و خانواده اش در این بخش زندگی می کرده اند.
عمارت بیرونی که در ضلع جنوبی خانه قراردارد ویژه پذیرایی از میهمانان و مراجعان بوده است و علاوه بر این امر به منظور برگزاری مراسم مذهبی نظیر عزاداری امام حسین(ع) و نیز جشن ها مورداستفاده قرارمی گرفته است.
بخش خدمه نیز شامل حیاط و عمارت در ضلع غربی خانه واقع است که دراختیار خدمه خانه بوده و مطبخ، اصطبل، بهار بند و انبارهای سوخت و موادغذایی درآن قرارداشته است. مجموعه خانه تاریخی طباطبایی ها با ۴۷۰۰ مترمربع وسعت دارای ۴۰ اتاق، ۴ حیاط، ۲ حیاط خلوت، ۴ سرداب (زیرزمین)، ۳ بادگیر و ۲ رشته قنات است.
معماری خانه طباطبایی ها به شیوه معماری حجاب دار، گودال باغچه، متقارن و درون گر است.

عنوان این نکته خالی از لطف نیست که در ساخت خانه های قدیم کاشان در عین حال که به اقلیم و وضع آب و هوایی به صورت اصولی و علمی توجه شده، به لحاظ پایبندی به اعتقادات دینی و اسلامی از نوعی حجاب و طرح محفوظ نیز برخوردار است.
به این معنی که فضای داخلی خانه از خارج خانه قابل رؤیت نیست و حتی از پشت بام خانه های مجاور نیز داخل خانه و از هر بخش، درون بخش دیگر دیده نمی شود.
درواقع علاوه بر این که همه فضای داخلی خانه نسبت به خارج از حجاب کامل برخوردار است، هریک از بخش های درون خانه نیز نسبت به یکدیگر از حجاب و پوشیدگی خاصی بهره می برند. خانه طباطبایی ها مانند دیگر خانه های مجلل آن زمان در گودی زمین ساخته شده است. بدین معنی که برای رسیدن به سطح حیاط خانه باید از پله های ورودی تا عمق ۶متری پایین رفت و آنجاست که چشم انداز زیبای درون خانه انسان را به شگفتی وامی دارد. همان گونه که می دانیم در عمق یک متری از سطح زمین، درجه حرارت در تابستان و زمستان یکسان است. این عایق قطور یعنی یک متر خاک مانع از رسوخ حرارت گرم و سوزنده تابستان و سرمای خشک زمستان به عمق زمین می شود.
به همین دلیل است که آب چاه ها همیشه خنک و گوارا است و در عین حال در تابستان و زمستان از دمای ثابتی برخوردار است.
بر همین اساس دیوار روبه روی هر اتاق، پشت به زمین خنک دارد و دمای سطح این دیوار در همه فصول سال نمی تواند بیش تر از ۱۸ درجه سانتی گراد باشد. همین امر سبب جذب حرارت اتاق در اوایل تابستان و تأمین آسایش نسبی ساکنان می شود. اما در اوج گرمای تابستان زیرزمین (سرداب)های متصل به بادگیرها پاسخگوی نیاز ساکنان خانه از نظر تهویه و وزش مطبوع هوای خنک بوده است.
از دیگر مزایای مهم ساخت خانه در گودی علاوه بر خنک کردن و تعدیل دما، می توان به دسترسی آسان تر به قنات و آب آن و همچنین مقاومت بنا در برابر زلزله اشاره کرد. خانه تاریخی طباطبایی ها با این که حدود
۱۷۵ سال پیش ساخته شده است ولی از سامانه تهویه مطبوع غیرماشینی، طبیعی و بسیارکارآمد بهره جسته است.
بدین معنی که در درون ساختمان، وزش هوای خنک و دل انگیز، رفاه و آسایش ساکنان را تأمین کرده و کاربری بهتری نسبت به سامانه های تهویه مطبوع امروزی داشته است.
اما در همان زمان در خانه های مجلل و کاخ های فرمانروایان مغرب زمین، مانند کاخ معروف ورسای، چنین رفاهی غیرقابل تصور و دسترس بوده است، درحالی که این بهره مندی طبیعی در خانه طباطبایی ها همچنان پابرجا و فعال است. این سامانه تهویه مطبوع همان بادگیرهاست. عملکرد بادگیرها به صورتی است که هوای تمیز پشت بام را به چاه خنک کن صیقل داده شده با ساروج که حدود ۸ تا ۱۰ متر عمق دارد برساند تا پس از خنک کردن هوا، آن را به زیرزمین مسکونی هدایت کند.
هوا در چاه تاریک و بدون تشعشع تونل خنک کن، سنگین تر شده و به آرامی فرومی ریزد و از دهانه کانال که شباهتی به شومینه دارد به فضای زیرزمین وارد و در آن جاری شده و موجب طراوت، تازگی و خنکی آن می گردد.

از دیگر نکته های جالب این شاهکار معماری این است که چون در شب های تابستان و یا در زمستان که دمای هوای بیرون سردتر از هوای داخل چاه خنک کن است، جریان هوا قطع شده و این سامانه ازکار باز می ایستد.
در فصل تابستان نیز تا زمانی که دمای هوای معلق در تونل خنک کن به درجه پائین تر از هوای زیرزمین نرسد جریان ریزش هوای خنک به داخل زیرزمین صورت نمی گیرد. از قدرت این سیستم همین بس که در طول این ۱۷۵ سال، چه آن زمان که محل سکونت بوده چه آنگاه که متروکه و مخروبه شده و چه اکنون که مورد بازدید علاقه مندان است، فعال بوده و همچنان مانند روز اول به کار خود ادامه می دهد.
خصوصیت دیگر خانه طباطبایی ها، روبه آفتاب قرارداشتن پنجره اتاق ها در زمستان است که درنتیجه با بهره گیری از وسایل گرمازای بسیار ساده و مختصر، محوطه اتاق ها گرم شده و آسایش ساکنان آنها در زمستان فراهم می آید. معماران خانه های قدیم کاشان، مانند دیگر مردم مؤمن آن روزگار به باطن بیش تر از ظاهر توجه نشان داده اند که این توجه در طراحی معماری خانه های قدیمی نیز نمایان است.
در حالی که همه عظمت و زیبایی خانه و تزئینات آن در درون خانه قرار دارد، نمای خارجی آن به پیروی از معماری درون گرا، هیچ نشانه ای از درون خانه ندارد و پیراسته از هرگونه تجمل است. در درون خانه، همه پنجره های اتاق ها به طرف حیاط بازمی شود و از حیاط مرکزی خانه نور می گیرد و هیچ پنجره ای به طرف کوچه بازنمی شود. این نیز می تواند به نوعی بهره گیری از فلسفه دینی عبادت تعبیر شود که همه چیز به سوی یک نقطه معطوف است و از آن نقطه نور می گیرد و آراسته و پیراسته، کسی است که نگاهش به درون خود باشد تا به زیباکردن درون بپردازد نه برون! و دست طلب به سوی مرکز عالم هستی (خدا) داشته باشد و به امید یاری بیگانه نباشد. همین نکته های زیبا و اصالت معماری قدیم است که انسان را متفکر و متحول کرده و او را متوجه اصالت درونی خود می کند.
خانه طباطبایی ها هم از این امر مستثنا نیست و اگر به دقت به آن نظر بیفکنیم، خواهیم دید استاد معمار قدیم به خانه نیز مانند یک انسان نگریسته، زیبایی ها را به درون برده و آن را از چشم بیگانه درحجاب قرارداده و به همه نیازهای مادی و معنوی آن توجه خاص مبذول داشته است. معماری زیبا و علم مداری که اگر در این زمان نیز به شاخصه های کاربردی آن در ساخت بناها توجه شود، بسیاری از نابسامانی ها در عرصه ساخت و ساز مرتفع شده و از بسیاری هزینه ها پیشگیری خواهدشد. اما خانه های امروزی کاشان به پیروی از سبک معماری غرب، بدون حجاب، برون گرا و عقیم اند؛ سبکی از معماری که با ذات و اصالت مردمان این آب و خاک، بیگانه و از طراوت و شادابی و معنویت در آن خبری نیست.
خانه تاریخی طباطبایی ها که به وسیله هیأت امنای مرمت و احیای ابنیه تاریخی کاشان خریداری و در سال های ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۶ با همکاری شهرداری و میراث فرهنگی کاشان و با پشتیبانی مسئولان وقت وزارت و معادن و فلزات طبق نقشه اصلی و نخستین موردمرمت و بازسازی قرارگرفت در فهرست آثار ملی ایران به شماره ۱۵۰۴ به ثبت رسیده است. مجموعه تاریخی خانه طباطبایی ها هم اکنون زیرپوشش سازمان رفاهی و تفریحی شهرداری کاشان اداره می شود و همه روزه بویژه در روزهای تعطیل پذیرای خیل مشتاقان و شیفتگان معماری اصیل و سنتی ایران زمین است.

این خانه در زمینی به مساحت ۴۷۳۰ متر مربع و در حدود سال ۱۲۵۰ قمری با مهارت و هنرمندی معمار معروف کاشانی استاد علی مریم احداث گردیده است.

این خانه مشتمل بر چهار صحن و حیاط می باشد که حیاط مرکزی متعلق به قسمت بیرونی و دو حیاط متعلق به اندرونی و یک حیاط متعلق به خدمه بوده است.

قسمت اندرونی: شامل اتاق پنج دری ساده در مرکز و دو حیاط در دو طرف آن و دارای سرداب هایی که بادگیر ها هوارا در آن جریان می دهند که این قسمت محل سکونت خانواده مرحوم طباطبایی بوده است .

حیاط ضلع شمال غربی بزرگتر و تعداد اتاق های آن بیشتر می باشد و دارای سرسرای پذیرایی مجزایی است. در زیر قسمت اندرونی مخصوصاً اتاق مرکزی ، سرداب بزرگی قرار دارد که دارای مشخصات منحصر به فرد خود است و به علل مختلف از جمله : وجود بادگیر ،سقف ضربی ، نوع مصالح به کار رفته در بدنه ، دو جداره بودن بدنه ،وجود حوضی که قبلاً در مرکز سرداب بوده، اختلاف ارتفاع با سطح کوچه حدود ۸ تا ۱۰ متر ، نسیم خنکی که از سطح حوض حیاط مرکزی وارد زیر زمین می شود ؛ همه این عوامل باعث شده تا به خصوص در فصل تابستان ۱۵ تا ۲۰ درجه اختلاف دما بین زیرزمین و بیرون آن مشاهده شود.

قسمت بیرونی:

شامل تالار بزرگ (اتاق شاه نشین) در مرکز با نورگیرها و پنجره های مشبک رنگی و پنجره های کناری دو جداره که عمودی باز و بسته می شود . این اتاق دارای تزیینات نقاشی و آیینه کاری و گچ بری های جالب از جمله پنجره های مشبک گچی است که همچون پارچه توری ظریفی به نظر می رسد . در دو طرف اتاق شاه نشین اتاق های گوشواره بنا شده است در جلوی اتاق شاه نشین ، ایوانی با آیینه کاری و گچبری های جالب دیده می شود.

در طرفین تالار بزرگ دو حیاط خلوت و نور گیر به صورت قرینه یکدیگر احداث شده است که دارای تابلو های بدیع نقاشی می باشند و از نفایس آثار هنری این دیار به شمار می آیند. اسناد و قراین نشان می دهد که هنرمند بزرگ و نقاشباشی در بار ناصرالدین شاه قاجار یعنی میرزاابوالحسن غفاری کاشانی ملقب به صنیع الملک با مالک خانه دوستی نزدیک و مراوده خانوادگی داشته است لذا به احترام دوستی که با مرحوم طباطبایی داشته در اجرای گچ بری ها و ترسیم نقاشی های این خانه نظارت داشته است. و این مطلب ارزش و اعتبار تزیینات خانه طباطبایی را بسیار افزایش می دهد.

حیاط خدمه:

شامل اتاق های خدمه ، زیرزمین خدمه، آشپزخانه و اصطبل زمستانی و تابستانی می باشد که تعدادی از اتاقهای خدمه از بین رفته است .
آب خانه از دو رشته قنات دولت آبادی و نصرآبادی تأمین می گردید است . خانه طباطبایی دارای
۵ درب ورودی می باشد که ورودی اصلی به دو ورودی اندرونی و بیرونی در قسمت هشتی تقسیم می گردد. علت پیچ و خم های راهرو های ورودی جهت شکستن اختلاف ارتفاع و نداشتن دید مستقیم است.
لازم به توضیح است که خانه مسکونی وزادگاه شادروان “سپیده کاشانی” – شاعر بزرگ معاصر – نیز در مجاورت خانه تاریخی طباطبایی و در جنوب آن قرار دارد.