۱۳۸۹ آبان ۲۱, جمعه

ستون در معماری هخامنشی


ستون در معماری هخامنشی
ستون که عنصر اصلی و اساسی بناهای دوران هخامنشی است به علتسرستونش که به شکل سر حیوانات ساخته می شده از مجموعه ترکیبی عناصر دیگرساختمانهای تخت جمشید بیرون نمی ماند.پایه آن یک مکعب است به شکل یک گلدان برگشتهکه روی آن قرار می گیرد ساقه آن شیاردار و سر ستونش ترکیبی است . احتمال دارد کهفکر ساخت این نوع ستونها سرستونها از خانه های چوبی شمال غربی گرفته شده باشد زیرادر این خانه ها تیرهای بام در میان دو شاخه ای که در بالای سرستون وجود داشته جایمی گرفته است . برای اینکه به این دو شاخه جنبه تزئینی داده شود معمار ایرانی ازموضوع هایی که هزاران سال پیش در این سرزمین شناخته شده بود استفاده می کرده است .در این بناها ستونهایی که سرستون کامل داشتند در قسمت داخلی تالار قرار داده میشدند و در ایوان های ستون دار که در سه طرف تالار بودند نیم تنه گاو مستقیما رویستون گذاشته می شدند.

معماران پارسی چهار نوع سرستون مختلف برای ستونهای تختجمشید در نظر گرفته بودند که به سهولت در منظر واردشوندگان جلوه گری می کرد . درابتدای دروازه ورودی تخت جمشید نقش گاوهای نر در مقابلمدعوین قرار می گرفت سپس همین گاوها در بالای ستونهای تالار هشتی دروازه بزرگ دیدهمی شوند. و بعد بالای ستونهای آپادانا و ستونهای ((تالار تخت))(صد ستون) قرار میگیرند . همین گاوها در طرفین ایوان تالار ستوندار در تالار تخت به صورت نگهبانانتالار قرار داده شده اند و در بالای بعضی از ستونهای ایوان شمالی و غربی درآپادانا نیز جای گرفته اند . گاوهایی که سر انسان دارند در طرفین دروازه بزرگ درجهت تالار تخت قرار دارند و حضورشان در روی ستونهای این تالار روی ستونهای ((تالارسه دروازه)) نیز اتفاقی نیست.

بطور کلی تکمیل و انجام تمام بناهای صفحه تختجمشید با دقت و حوصله کم نظیری صورت گرفته است. این امر نشانگر وجود مدیریتی بسیارعالی در زمینه هنر معماری است. پروفسور هرتسفلد معتقد است سنگ کاری در کاخها بهآخرین حد تکامل خود رسیده است . سنگ هایی که از فزط صیقل کاری به گواهی قسمت هاییکه محفوظ مانده اند گویی آئینه ای از جنس مرمر سیاه اند و لیکن این کار شگفت آوردر همه قسمتهای بناها انجام نگرفته است. در ادامه پوپ معتقد است که بعضی ازدیوارهای سنگی به درخشانی آئینه صیقل یافته بود که گویی ریزه کاریهای حجاری باابزار جواهر سازان انجام گرفته باشد . چه حدود نقشهای آن به حدی روشن است که گوییدر فلز کار کرده اند.

نقش برجسته ها در تخت جمشید: ترکیب معماری ونقش برجسته در تخت جمشید به مرحله کمال زمان خود رسیده است و معمار ایرانی برایایجاد تنوع همچنین پرهیز از بیهودگی دیوارها و طارمی ها را به بهترین نحو ممکن بانقوش برجسته آرایش داده است. تا حدی که ((طرح ذهنی و ترکیب صحنه های حجاری خصلتانسانی کل بنا را تایید می کند ((همه پیکره ها دارای وقار است لیکن عبوس نیستند وسیمای آنها نشان میدهد که از حضور در ساحتی مقدس آگاهند . لباسها بسیار سادهگردیده به طوریکه گاهی فاقد زیبایی می شود . تزئین عمده البسه چین های پارچه استکه به طور زیبایی روی هم تا شده است... .))

خارج از حصار و مجموعه تخت جمشید شهر شاهی وکاخهای با شکوه و باغهای کوروش و داریوش بنا شده بوده است زیرا تخت جمشید تنها درهنگام انجام مراسم های توسط شاه هخامنشی اشغال می شده و نه به منظور سکونت دائمیبین انتهای جنوبی صفه و تخت جمشید و کوه تعدادی بنا بوده که اکنون از میان رفته وتنها ته ستونهایی از آنها به جای مانده است.

تاریخچه معماری صفه تخت جمشید : تاریخ آغازعلمیات نخستین ساختمان روی صفه مشخص نیست با وجودی که گمان می رود که داریوشبنیانگذار پارسه (تخت جمشید) بوده است احتمال دارد که پیش از سلطنت داریوش شهری درهمسایگی و نزدیک به نام پارسه وجود می داشته است. ژوپوستین و دیودوروس سیکولوساعلام کرده اند که تخت جمشید با کوروش و کمبوجیه در ارتباط بوده است ولی این گواهیاعتبار ندارد. تخت رستم به عنوان آرامگاه داریوش شناخته شده توسط ولفرام کلایس امامایکل رف معتقد است که احتمال دارد که تخت رستم آرامگاه داریوش باشد . به هر حالقدیمی ترین نامی که در پارس موجود است در متون لوحه ها تاریخگذاری شده اند که بهسالهای پس از سلطنت داریوش تعلق دارد.

سیزدهمین سال برابر است با 8/509 ق.م پارسهبرای اولین بار در سال چهاردهم یادشده است و در سال بعد افزارمندان در پارسه جیرههای خود را از دانه های گیاهی دریافت کرده اند لزومی ندارد که این صنعتگران رویصفه کارکرده باشند بلکه ممکن است در شهر و یا در کانالهایی که در دشت بوده اند بهکار پرداخته باشند.

ساختمان آپادانا احتمالا در اوایل قرن پنجم ق.مآغاز شده و احتمالا قبل از اینکه نقوش برجسته تراشیده شوند دیوارها و ستونها کارشده بودند . زه کشی های زیر زمینی که آب باران را از روی صفه منتقل می کردندبایستی جزیی از طرح اولیه بوده باشند . منبع آب و کانالهای روی تپه مشرف به صفهنیز باید از کارهای اولیه باشند تا از شکسته شدن دیوارهای خشتی روی صفه جلوگیریکنند . چیزهای دیگری که مشمول این طرح بوده اند عبارتند از برش اصلی در بستر صخرهنزدیک کاخ خشایارشاه و در امتداد حاشیه شرقی سکو. ساختمان آپادانا در این دوره فقطایوان ضلع شمالی را داشت و پلکان ضلع شمالی آن هم موجود بود.

خزانه داری سه مرحله اصلی ساختمانی بوده است.تاریخ این ساختمان ها مشخص نیست ولی احتمال دارد آخرین مرحله آن همزمان با ساختماناندرونی بوده است.

صفه تخت جمشید در سال 490 تا 480 ق.م :دیوارهای استحکاماتی خشتی ممکن است پس از دوره مربوط به دوره پیشین بوده باشند ولیاحتمالا بخشی از طرح اصلی بوده اند . دروازه خشایارشاه و پلکانهای اصلی احتمالاهمزمان بوده اند و در اوایل سلطنت وی ساخته شده اند. چون او ساختمان های دورانپدرش را در کتیبه دروازه ورودی ذکر کرده است.

آپادانا توسط خشایارشاه که کتیبه های خود راروی قطعات آجرهای لعابدار و روی حجاریهای برجسته گذاشته کامل شده است . تعدادیگیره های کهن تر در روی سکوی ضلع شرقی و روی سکوی صفه در جلوی سرسرای غربی وجوددارد. که ممکن است نشانگر آن باشند که این ساختمانها در دوران سلطنت داریوش ساختهشده اند. کاخ داریوش به وسیله داریوش آغاز و توسط خشایارشاه به پایان رسیده نوعگیره ها تاریخ اولیه را تایید میکند. شکل عجیب گوشه شمال غربی مرحله دوم خزانهاحتمالا برای تناسب داشتن با ساختمان دیگری در این منطقه بوده است که وقتی اندرونیساخته شده از ساختن آن صرفنظر گردید .

صفه تخت جمشید در سال 480 تا 470 ق.م : بناهایاین مقطع زمانی همانند آبگیر (حوض) سنگی بزرگ در نزدیکی دروازه خشایارشاه تاریخمسلمی ندارد و حکمت وجودی آن نامعلوم است. تاریخ تالار اصلی ساختمان مرکزی در بالامورد بحث قرار گرفت. و احتمالا در اواخر دوران سلطنت خشایارشاه ساخته شده باشد.

اندرونی به وسیله یکی از کتیبه های خشایارشاهتاریخ گذاری شده است. کاخ خشایارشاه و پلکانهای شرقی و غربی آن کتیبه ای از زمانخشایارشاه دارند و بنابراین احتمال دارد و در دوران او آغاز و تکمیل شده باشند.

صفه تخت جمشید:450 تا 470 ق.م : تالار صد ستونتوسط خشایارشاه آغاز و اردشیر اول آنرا تکمیل نمود. پلکانهای شمالی ساختمان مرکزیاحتمالا در زکام سلطنت اردشیر اول ساخته شده است. کاخ اردشیر اول به وسیله خشایارآغاز ولی اردشیر اول آنرا تمام کرد . حجم عملیات ساختمانی در این دوره قابل توجهاست چون علاوه بر این تزئینات ساختمان هم چشم گیر بوده است. صفه تخت جمشید در سال330 تا 450 ق. م: در این دوره دیوار شرقی تالار اصلی تالار صد ستون دارای یک نمایپشت بند دار وتورفته است آرامگاه جنوبی احتما لا توسط اردشیر دوم ساخته شده است وآرامگاه شمالی برای اردشیر سوم .صفه تخت جمشید در سال 320 ق.م: در اواخر دورههخامنشیان کاخ H وکاخ داریوش مجددا مورد استفاده قرار گرفتند ونمای کاخ اردشیر سوم(کاخ G) به سازه کاخ H پیوند خورده است.

آرامگاههای صخره ای : از آثار معماری پاسارگادشوش و تخت جمشید که بگذریم باید اشاره ای مختصر به معماری صخره ای نقش رستم و تختجمشید داشته باشیم لذا به شرح جزئیات نمونه هایی از آنها بسنده می کنیم.

هخامنشیان نیز همانند پیشینیان خویش – مادها –به ایجاد آرامگاههای صخره ای پرداختند با اینکه بنیانگذار سلسله هخامنشی از آن روشآرامگاه سازی عدول نموده و لرای خود مقبره ای بصورت پله پله ای و اتاقی بر فراز آنایجاد نمود و لیکن جانشینان او به جز فرزندش کمبوجیه که برج پاسارگاد را منتسب بهاو میدانند اقدام به ساختن مقابر صخره ای کردند که فرمی مشخص و متمایز دارد .داریوش نقش رستم را برای آرامگاه خود و جانشینانش در نظر گرفت که فاصله زیادی هماز تخت جمشید ندارد (حدود 7 کیلومتر). در این آرامگاه که بعدا بارها مورد تقلیدقرار گرفته در اتاقی که در آن قبر واقع شده است سه ردیف قبر در تخته سنگ کوه تراشیده شده . سرپوش آنها به صورت خرپشته استو با پوشش آرامگاه کوروش و پوشش های قبرهای گورستان سیلک شباهت پیدا می کند . نمایاین آرامگاهها که همه 22 متر ارتفاع دارند. شبیه به ((صلیب)) است که قدمتی چندهزار ساله در فرهنگ ایرانی و ساکنان این سرزمین دارد . این نما به سه قسم تقسیمشده : قسمت پایین صاف و بدون نقش است بخش وسط که به صورت افقی با استفاده از عناصرمعماری با قسمت این تضاد به خصوصی ایجاد کرده است که قطعا منظور معمار و سنگ تراشبوده است .قسمت بالا فقط جنبه تزیینی دارد و با قسمت وسط تناسب هنری ویژه ای پیداکرده است بر روی یک مصطبه سه پله ای و یک آتشدان در مقابل او ایجاد شده است . و دربالای سر شاه و آتشدان نقش فروهر و قرص ماه حجاری گردیده است . که همه اینها برروی تختی بزرگ است که 28 نماینده از ملل مختلف و کشورها تخت شاهی را بر فرازدستشان حمل می کنند . که در ردیف قرار گرفته اند و بدینوسیله گسترش و شکوه حکومتهخامنشی را به صورت بارزی نشان می دهند.

نمای آرامگاه شباهت به سر در ورودی کاخ پیداکرده و سطح دیواره ها بوسیله نیم ستونها و نوارهایی که نقوش را محدود می کند بهقسمتهای مختلف تقسیم شده است . آرامگاههایی صخره ای نقش رستم به ترتیب عبارتند از: آرامگاه داریوش اول خشایار شاه اول اردشیر اول داریوش دوم.

هیچ نظری موجود نیست: