فضا اولین و مهمترین اصل از اصول معماری است.و به ترتیب دومین و سومین اصل فرم یا کالبد و نظم و هندسه است.
علت اهمیت فضا در این است که انسان در ان قرار دارد و فرم از بیرون دیده میشود.
معماران متوجه به فضا که به فضا گرایان معروفند مانند معماران مدرن
معماران متوجه به فرم که به شکل گرایان معروفند مانند ایزنمن
معماران متوجه به کانسپت که معروف به کانسپت شوال یا مفهومی اند که از ایده به طرح میرسند.
هندسه:حالت مجرد که فضا و فرم را به هم مربوط میکند،ریشه ان از واژه اندازه است و یعنی اینکه کاری که مهندس میکند.
فضا از نظر علم:دو گونه تعریف داریم 1)تعریفی از نیوتن 2)تعریفی از انیشتن
1)عالم هستی فضای خالی بوده که از قبل وجود داشته که به ان خلا میگویند و هر نقطه ان با دیگری هم ارزش است،غیر قطبی،مطلق،همگن،بی نهایت،ظرف
2)ابتدا در عالم هستی چیزی نبوده ابتدا یک شی بوجود میاید و ان شی بر سایر چیزها اثر میگذارد و بقیه بوجود می اید.نسبی،قطبی،غیر همگن،غیر هم ارزش،با نهایت
میدان اثر:در نظریه دو بوجود می اید به طور مثال دو ساختمان که در فاصله ای از هم هستند بر هم اثر میگذارند.
خصلت میدان: تعریف میدان را اینگونه بیان میکنیم که اگر در یک سمت ان قرار داریم بتوانیم ان سمت دیگر ان را ببینیم به طوریکه چهره تشخیص داده شود.ابتدا فرم میدان ها مربع بوده.
الگوهای فضایی از نظر علوم مختلف
1)علمی:نیوتن-انیشتن
2)فلسفه:الف)دکارت:مختصات دکارتی،هندسه اقلیدسی ب)کانت:فضای کانتی یا نسبی،هندسه نا اقلیدسی
3)روانشناسی)زان پیر پیاژه-شولتز روانشناسان در مورد معماری از وزن حسی صحبت میکنند و یعنی اینکه دو محور افقی و عمودی داریم.افقی جایی که اسمان و زمین از هم جدا میشوند و عمودی خطی که اسمان و زمین را پیوند میدهد.
4)مکان یا پدیدار شناسی:شولتز در این مورد صاحب نظر است و اینکه فضا(space)با مکان(place)متفاوت است.فضا+هویت=مکان
5)فضای معنوی: که به سنت گرایان معروفند معتقدند که فضا محل تجلی خداست و تمام فضا عرصه حضور خداست و انسان دو بعد و حس دارد 1)حس عقلی:شعور-فعال-ثابت-فضای مطلق مانند بازار،مدرسه 2)حس احساسی:منفعل- غیر ثابت -فضای نسبی مانند باغ،مسجد،کلیسا،معبد دارای معمارانی از جمله اردلان و لادن بختیار،مهدی حجت
شش اصول معماری بیان شده در فرم،فضا،نظم:1)محور2)تقارن3)سلسله مراتب4)ریتم-تکرار5)عامل مفروض6)تغییر شکل
محور دو چیز را تداعی میکند:سلسله مراتب یا تقارن
عمودی:سلسله مراتب دارای اهمیت است و در افقی از نظر روانشناسی راست بهتر از چپ است.
صدر مسیحیت:هدف این بوده که اسمان را روی زمین بسازند و بازسازی بوده مانند ایاصوفیه
رومانسک:چون انسان مهم میشود می خواهند خدا را در نزدیک انسان بیاورند و بنابراین کلیسا کمی ارتفاع میگیرد.
گوتیک:انسان گناهکار شمرده میشود و هدف اوردن اسمان و خدا بر روی زمین است و بنابراین کلیسا اوج میگیرد.
شکل گیری مفهوم فضا-زمان در معماری
کوبیسم:زمان مورد توجه است،حرکت برای مخاطب نیست و برای هنرمند است و مخاطب صرفا به نظاره محصول نگاه هنرمند مینشیند.
دیدگاه گیدئون:اهرام مصر برون گرا-پارتنون درون گرا-ویلا ساوا هم درون گرا هم برون گرا
معماری اروپا به چهار دسته تقسیم میشود1)کلاسیک(مصر-یونان-رم باستان-صدر مسیحیت)2)قرون وسطی3)رنسانس4)مدرن
کلاسیک:فضا در ان مطرح نبوده،استفاده از اولین ستون ها
معماری مصر:خدا در قسمت تاریک بنا قرار دارد زیرا نمیدانند چه خبر است و مردم واری ندارد.
برای کشیدن نمودار تاثیر نبابد جدا از هم کشید و هر شی دور خود یک میدان دارد و ایجاد میکند.
معماری مصر سلسله مراتب دارد،اهمیت فضای خارج بهتر از درونش است،بیرون فضا مقدس است.
معماری رم:دو نمونه فضا داریم:فضای مرکزی یعنی دایره که نماد اسمان است و بدون جهت است.پلان مرکزی منظور هدف دین است و پلان محوری نشان دهنده مسیر است.
معماری بیزانس:در این دوره شفافیت زیاد میشود که تا دوره ی گوتیک به اوج خود میرسد و در این دوره ایا صوفیه را میشود نام برد.نیت اصلی در زمان بیزانس برای ساخت گنبد و کلیسا اوردن اسمان بر روی زمین بوده است.
رومانسک:روحی وار و اهمیت پیدا کردن انسان
علت اهمیت فضا در این است که انسان در ان قرار دارد و فرم از بیرون دیده میشود.
معماران متوجه به فضا که به فضا گرایان معروفند مانند معماران مدرن
معماران متوجه به فرم که به شکل گرایان معروفند مانند ایزنمن
معماران متوجه به کانسپت که معروف به کانسپت شوال یا مفهومی اند که از ایده به طرح میرسند.
هندسه:حالت مجرد که فضا و فرم را به هم مربوط میکند،ریشه ان از واژه اندازه است و یعنی اینکه کاری که مهندس میکند.
فضا از نظر علم:دو گونه تعریف داریم 1)تعریفی از نیوتن 2)تعریفی از انیشتن
1)عالم هستی فضای خالی بوده که از قبل وجود داشته که به ان خلا میگویند و هر نقطه ان با دیگری هم ارزش است،غیر قطبی،مطلق،همگن،بی نهایت،ظرف
2)ابتدا در عالم هستی چیزی نبوده ابتدا یک شی بوجود میاید و ان شی بر سایر چیزها اثر میگذارد و بقیه بوجود می اید.نسبی،قطبی،غیر همگن،غیر هم ارزش،با نهایت
میدان اثر:در نظریه دو بوجود می اید به طور مثال دو ساختمان که در فاصله ای از هم هستند بر هم اثر میگذارند.
خصلت میدان: تعریف میدان را اینگونه بیان میکنیم که اگر در یک سمت ان قرار داریم بتوانیم ان سمت دیگر ان را ببینیم به طوریکه چهره تشخیص داده شود.ابتدا فرم میدان ها مربع بوده.
الگوهای فضایی از نظر علوم مختلف
1)علمی:نیوتن-انیشتن
2)فلسفه:الف)دکارت:مختصات دکارتی،هندسه اقلیدسی ب)کانت:فضای کانتی یا نسبی،هندسه نا اقلیدسی
3)روانشناسی)زان پیر پیاژه-شولتز روانشناسان در مورد معماری از وزن حسی صحبت میکنند و یعنی اینکه دو محور افقی و عمودی داریم.افقی جایی که اسمان و زمین از هم جدا میشوند و عمودی خطی که اسمان و زمین را پیوند میدهد.
4)مکان یا پدیدار شناسی:شولتز در این مورد صاحب نظر است و اینکه فضا(space)با مکان(place)متفاوت است.فضا+هویت=مکان
5)فضای معنوی: که به سنت گرایان معروفند معتقدند که فضا محل تجلی خداست و تمام فضا عرصه حضور خداست و انسان دو بعد و حس دارد 1)حس عقلی:شعور-فعال-ثابت-فضای مطلق مانند بازار،مدرسه 2)حس احساسی:منفعل- غیر ثابت -فضای نسبی مانند باغ،مسجد،کلیسا،معبد دارای معمارانی از جمله اردلان و لادن بختیار،مهدی حجت
شش اصول معماری بیان شده در فرم،فضا،نظم:1)محور2)تقارن3)سلسله مراتب4)ریتم-تکرار5)عامل مفروض6)تغییر شکل
محور دو چیز را تداعی میکند:سلسله مراتب یا تقارن
عمودی:سلسله مراتب دارای اهمیت است و در افقی از نظر روانشناسی راست بهتر از چپ است.
صدر مسیحیت:هدف این بوده که اسمان را روی زمین بسازند و بازسازی بوده مانند ایاصوفیه
رومانسک:چون انسان مهم میشود می خواهند خدا را در نزدیک انسان بیاورند و بنابراین کلیسا کمی ارتفاع میگیرد.
گوتیک:انسان گناهکار شمرده میشود و هدف اوردن اسمان و خدا بر روی زمین است و بنابراین کلیسا اوج میگیرد.
شکل گیری مفهوم فضا-زمان در معماری
کوبیسم:زمان مورد توجه است،حرکت برای مخاطب نیست و برای هنرمند است و مخاطب صرفا به نظاره محصول نگاه هنرمند مینشیند.
دیدگاه گیدئون:اهرام مصر برون گرا-پارتنون درون گرا-ویلا ساوا هم درون گرا هم برون گرا
معماری اروپا به چهار دسته تقسیم میشود1)کلاسیک(مصر-یونان-رم باستان-صدر مسیحیت)2)قرون وسطی3)رنسانس4)مدرن
کلاسیک:فضا در ان مطرح نبوده،استفاده از اولین ستون ها
معماری مصر:خدا در قسمت تاریک بنا قرار دارد زیرا نمیدانند چه خبر است و مردم واری ندارد.
برای کشیدن نمودار تاثیر نبابد جدا از هم کشید و هر شی دور خود یک میدان دارد و ایجاد میکند.
معماری مصر سلسله مراتب دارد،اهمیت فضای خارج بهتر از درونش است،بیرون فضا مقدس است.
معماری رم:دو نمونه فضا داریم:فضای مرکزی یعنی دایره که نماد اسمان است و بدون جهت است.پلان مرکزی منظور هدف دین است و پلان محوری نشان دهنده مسیر است.
معماری بیزانس:در این دوره شفافیت زیاد میشود که تا دوره ی گوتیک به اوج خود میرسد و در این دوره ایا صوفیه را میشود نام برد.نیت اصلی در زمان بیزانس برای ساخت گنبد و کلیسا اوردن اسمان بر روی زمین بوده است.
رومانسک:روحی وار و اهمیت پیدا کردن انسان
۱ نظر:
فکر می کنم دلیل اوج گرفتن کلیساها در سبک گوتیک بیشتر به خاطر قدرت حاکمان اون موقع بوده تا اینکه بخوان خدارو به کنار مردمشون بیارن,چون هر زمانی که حاکمان یک جامعه قدرتمندتر بودند معماری یادمانیشون هم برای بیان و به رخ کشیدن قدرت خودشون هیبت انگیزتر بوده,چون اینجوری که نوشتین هم وقتی انسان مهم می شه و هم وقتیکه گناهکار شمرده می شه هردو به یک صورت پاسخ داده میشه و تو معماری نمود پیدا کردند که همچین چیزی بعید به نظر می رسه.فکر می کنم اشتباه نوشتین,شایدم من متوجه مطلب نشدم,اگه می دونین که درسته خواهش می کنم بیشتر توضیح بدین, مرسی ^^
ارسال یک نظر